گزارشهای تصویری - بنانیوز، اخبار صنعت ساختمان کشور، عمران - معماری - شهرسازی http://www.bananews.ir/report/report2.html Wed, 18 Jan 2017 16:15:26 +0330 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir ١۴ سال پس از زلزله بم به روايت تصویرگران http://www.bananews.ir/report/report2/26540-١۴-سال-پس-از-زلزله-بم-به-روايت-تصویرگران.html http://www.bananews.ir/report/report2/26540-١۴-سال-پس-از-زلزله-بم-به-روايت-تصویرگران.html

http://www.bananews.ir/بنانیوز- از میان چندده میلیون جمعیت ایران، معدود افرادی خودشان بم را صبح پنجم دی‌ماه دیده‌اند، اما با اخبار و عکس‌ها و فیلم‌هایی که از همان صبح روز اول منتشر شد، فهمیدند مرگ چطور می‌تواند در صبحی سرد به زندگی چنگ بیندازد و همه‌چیز را ببرد. ١٤ سال گذشته، اما هنوز وقتی عکس‌ها را می‌بینی، مو بر تن سیخ می‌شود و اشک در چشم حلقه می‌بندد. هر عکس در قاب و بیرون قابش داستانی تلخ و دنباله‌دار دارد. حاضران در این عکس‌ها، خاموش‌ترین‌ها، مبهوت‌ترین‌ها و ازدست‌رفته‌ترین‌ها هستند... .

به گزارش شرق، از زلزله بم که جزء بزرگ‌ترین سوانح طبیعی در دنیا ثبت شده است، در سال‌هایی که از آن گذشته تصاویر و داستان‌ها و روایت‌های مختلفی گفته‌اند و شنیده‌ایم؛ روایت آنهایی که بیدار بودند یا زیر سقفی نبودند یا اجلشان نرسیده بود و به ‌نوعی زنده مانده بودند، روایت آنهایی که خیلی زود خودشان را رساندند تا آوارها را از روی تن بی‌جان هم‌وطنشان بردارند، روایت امدادگران و مسئولانی که باید در آنجا می‌بودند و... . روایت‌ها می‌تواند به اندازه همه آن ٢٧هزارنفری که جان باختند، همه آن ۳۰ هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بی‌خانمان و بازماندگان یا همه آن ٩٠هزار خانه‌ای که در ثانیه‌ای آوار شدند و خاطره‌هایشان قبل از دفن‌شدن زیر خاک رفت، فرق داشته باشد.

عکاسانی که از همان ساعت‌های اولیه زلزله بم توانستند خود را به بم برسانند، هرکدام حال‌وروز و نگاهی متفاوت دارند. آنها افرادی متفاوت با نگاه‌هایی متفاوت و با رسانه‌هایی متفاوت بودند که اگرچه برای رقابت خبری در بم و اطراف آن پخش شدند، اما همه با یک صحنه روبه‌رو بودند: مرگ. به نظر می‌رسد تا قبل از زلزله بم (اگر بگويیم که در زمان زلزله رودبار این سطح از پوشش رسانه‌ای و تصویری وجود نداشته است) این حجم از آوار، مرگ و حیرت از عمق فاجعه را رسانه‌ها و خبرنگاران و عکاسان در ایران و چه‌بسا در کل دنیا تجربه نکرده بودند. ازاین‌رو نحوه مواجهه و ورود و بعد هم انجام وظیفه کاری در عین درگیرشدن روحیات حساس انسانی باید بسیاربسیار سخت و البته شنیدنی باشد. از میان عکاسانی که در روز اول و دوم حادثه (قبل از حضور گسترده رسانه‌ها) در بم حاضر بوده‌اند، به سراغ چند نفری که ثبت‌هایی دیده‌شده و ماندگار داشتند رفتیم تا آن لحظه‌ها و تصاویر را به بهانه سالگرد بم مرور کنیم؛ داستان عکس‌هایی که عکاس پشت دوربین با اشک و درد ثبتشان کرده است.

حجت سپهوند، به‌عنوان عکاس روزنامه اعتماد، از همان صبح حادثه و تا قبل از اینکه هنوز ابعاد آن مشخص باشد، به سمت کرمان حرکت می‌کند و تا قبل از ظهر در بم بوده است. او می‌گوید هم‌زمان با آنها عکاسان رسانه‌های خارجی با تجهیزات بیشتر در بم حضور داشتند و همانند آنها برای ارسال عکس‌هایشان دچار محدودیت نبودند. او به اولین تصاویری که از کوچه‌های ویرانی که موقعیت خانه‌هایش مشخص نبوده، اشاره می‌کند و می‌گوید: وارد حیاط خانه‌ای شدم که دیواری از آن باقی مانده بود. هم‌زمان با ورودم، دسته‌ای کبوتر بلند شدند و من لحظه‌ای را ثبت کردم که با آن سقف‌های گنبدی و آوارها و کبوتران حسی از رفتن ساکنان آن خانه داشت و کبوترهایی که تنها بازماندگان آن خانه بودند. اندوه و اشک یک پدر، یکی از تصاویری است که او در میان همه آنچه دیده و ثبت کرده روایت می‌کند و می‌گوید: لباس مدرسه دخترش را بالای قبرش صاف کرده و با کتاب‌هایش گذاشته بود و همان‌طور زار می‌زد. بعدها فهمیدم مادر آن دختر پزشک مامایی بوده که در همان زمان در بیمارستان نوزاد دختری را به دنیا آورده درحالی‌که فرزند خودش مرده بوده... .

او می‌گوید در کتابی که درباره بم چاپ شد، تصاویر تکان‌دهنده زیادی وجود دارد که اتفاقات خوب و بد آن روزها را روایت کرده است و ادامه می‌دهد: بم یعنی مردم یک کوچه در خانه‌هایشان بخوابند و فردا صبح همه زیر خروارها خاک همچنان خوابیده باشند و دیگر اثری از خانه‌ها و کوچه نباشد.
عطا طاهرکناره که سال‌هاست عکسش از یک پدر با جنازه دو فرزند روی دوش به‌عنوان خاطره‌ای تلخ از بم در دنیا دیده می‌شود، غیر از این عکس روایت‌های دیگری هم دارد. او می‌گوید به‌عنوان عکاس روزنامه همشهری و خبرگزاری فرانسه صبح روز زلزله مطلع و اعزام می‌شود و تا ظهر جمعه در بم حضور می‌یابد. او می‌گوید بارها درباره آن عکس معروف پدر با جنازه فرزندانش به او گفته‌اند که برای ثبت این عکس چقدر بی‌رحم بوده و با چه دل‌وجرئتی این لحظه را تحمل کرده است. او می‌گوید این عکس با اشک ثبت شده و تا روزها و ماه‌ها و حتی تا همین حالا نمی‌تواند آن لحظه را فراموش کند. او در روایت یکی از آن لحظات می‌گوید: «شهر در هر گوشه‌اش جنازه بود، انگار مردم توی خیابان خوابیده بودند. از یکی از کوچه‌ها که عبور می‌کردم، با چند نفر مواجه شدم که جنازه اعضای خانواده یا فامیل خود را کنار هم چیده بودند و همان‌طور بدون شیون و اشک و حرف، بهت‌زده فقط به آن منظره نگاه می‌کردند و انگار یک‌جور منتظر بودند؛ مثل وقتی که کسی منتظر است آژانس برایش بیاید... سکوتی سنگین داشت. روایت دیگر او از دختر نوجوانی است که بدن و سر کبود و خاکی پدرش را در بغل گرفته و زار می‌زند. او می‌گوید کاملا اتفاقی وانتی که قرار بود ما را از کرمان به بم ببرد، به قبرستان روستایی به نام بروات برد و او آن ثبت معروف و تلخ را آنجا داشت. مردی که در عکس او ثبت شده، زندانی‌اي در زندانی نزدیک بم بوده و پس از زلزله به آنها مرخصی می‌دهند تا سراغ خانواده‌هایشان بروند. این مرد در بازگشت با مرگ همسر و دو فرزندش مواجه می‌شود و در این عکس آنها را می‌برد تا در قبرستان روستا دفن کند. طاهرکناره می‌گوید روزهای بعد در بم تازه جنازه‌ها را با بولدوزر از زیر آوار درمی‌آوردند و دیدن تصاویر دست و پا و سر آدم‌ها که از زیر خاک بیرون می‌آمد واقعا تکان‌دهنده بود.

سعید فرجی، عکاسی آزاد بوده که سال ٨٢ با سنی کم و دوربینی کوچک خود را در همان روز اول به بم می‌رساند و از همان اول خود را در مقابل يك تراژدی می‌بیند. او روایتی از محل گورهای ‌جمعی و گورهایی که در حال آماده‌سازی بوده‌اند، دارد و می‌گوید: گودال‌هایی سه، چهارهزار‌متری را به عمق قد دو نفر با بولدوزر کنده و آدم‌ها را همان‌طور کنار هم می‌خواباندند. فرجی می‌گوید در بسیاری از عکس‌ها چه در آن لحظه و چه حالا، از شدت غم و دردی که وجود داشت و می‌دیدیم، نفسم حبس شده بود و بند می‌آمد؛ اما هنوز هم در یک عکس این حس برایم بیشتر است. تصویر پسر نوجواني از بالای سر که بالای سر اعضای خانواده ازدست‌رفته‌اش نشسته و با چشم‌های بسته سرش را بالا گرفته و فریاد می‌زند.

ساتیار امامی، آن زمان عکاس یکی از ضمائم روزنامه همشهری بوده و بنا بر خبرهایی که همان ساعات اولیه منتشر می‌شود، خود را به فرودگاه و پرواز کرمان می‌رساند و قبل از ظهر جمعه در بم بوده است. او می‌گوید در روز اول هنوز روند امداد و تیم‌های ستاد بحران فعال نبودند و آنچه دیده می‌شد، کمک‌های مردمی بوده است. او به قطع راه‌های ارتباطی و ‌نبود دسترسی برای ارسال عکس اشاره کرده و اینکه نیروهای استانداری کرمان و سپاه با وجود کمبودها همکاری خوبی داشتند. او در روایتی از آنچه آن روز دیده، می‌گوید: در میان کوچه‌هایی که دقیقا مشخص نبود چه ابعادی دارد، همراه با خبرنگارمان می‌چرخیدیم که یک دختر به سمت ما دوید و با گریه و شیون می‌خواست کمک کنیم تا پدر و مادرش را از زیر آوار بیرون بیاوریم و ما بارها به این شکل درگیر موضوعات می‌شدیم و عکاسی کنار می‌رفت و به عبارتی عکاس و خبرنگار جزئی از روایت می‌شدند.

امامی می‌گوید در میان همه آنچه دیده و هیچ‌وقت از ذهنش نمی‌رود، تصویر پای بیرون‌مانده یک دختربچه که نامش را رویش نوشته بودند، بیشتر از همه باقی مانده است. این دختر در مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست بم کنار کودکان دیگر بوده و همه ‌با هم زیر آوار می‌مانند و همان‌جا برای آنکه اشتباه نشود، کف پایشان نامشان را نوشته بودند.

مجید سعیدی دی‌ماه ٨٢ از خبرگزاری فارس برای این حادثه اعزام می‌شود و عصر جمعه در بم بوده است. او می‌گوید در زلزله رودبار هم حضور داشته؛ اما این حجم از مصیبت را تابه‌حال ندیده بوده است. سعیدی می‌گوید تا زمانی که با هلیکوپتر برای گرفتن عکس هوایی بالای شهر حضور نیافته، متوجه عمق فاجعه نشده بوده و هنوز هم تصویری که آنجا از ارگ بم می‌دیده و ثبت می‌کرده، یکی از تصاویری است که در ذهنش مانده است. او به تصاویری که از آنجا دیده، چاشنی شیون و ناله را اضافه می‌کند و می‌گوید: در بسیاری از لحظات عکاسی، من و همکارانم از عکاسی دور می‌شدیم و نمی‌توانستیم کار کنیم. فاجعه به شکلی صریح در مقابل ما قرار گرفته بود. نمی‌توان تصاویر بیرون‌کشیدن بدن انسان‌ها از زیر آوار را که به بولدوزر آویزان می‌شدند و بالا می‌آمدند، فراموش کرد؛ تصاویر سختی بودند.

مهدی قاسمی، عکاس خبرگزاری ایسنا بوده که جمعه‌شب در بم بوده و از سکوت سرد آن شب و طلوع تلخ‌ترین شنبه بم می‌گوید: «با یک حجم تاریک و سرد که صدای گریه از گوشه‌گوشه‌اش می‌آمد، مواجه بودیم که در جاهایی آتش روشن کرده بودند و ما آن زمان هنوز عمق فاجعه را متوجه نبودیم تا اینکه قبل از طلوع آفتاب بیرون زدیم و درست در زمان طلوع آفتاب به زمین فوتبال بم رسیدم که حدود ٢٠٠ جنازه را کنار هم چیده بودند. در آن زمان که صبح روز دوم می‌شد، تعداد کمی از نیروهای امدادی و هلال بودند و هنوز آواربرداری‌ها شروع نشده بود. جنازه‌هایی که در گوشه و کنار همه کوچه‌ها دیده می‌شد، عزیزان همان مردمی بودند که زنده مانده بودند یا خودشان را رسانده بودند. او به حضور مؤثر نیروهای حوزه علمیه در دفن شرعی و سریع اجساد اشاره می‌کند و می‌گوید: حضور این افراد که فکر می‌کنم در روز سوم یا چهارم اتفاق افتاد، بسیار مؤثر بود و با تیمم خیلی زود جنازه‌ها را کفن کرده و آماده دفن می‌کردند. تصویری که او از آن لحظات تلخ به یادش مانده، لحظه خاک‌سپاری یک خانواده است که نام و نشانی ندارند و روحانی مربوطه مجبور می‌شود روی کفن آنها بنویسد: «پدر- مادر- دختر- پسر». قاسمی می‌گوید او و بسیاری از همکارانش تا مدت‌ها بعد از برگشتن از بم افسردگی داشته‌اند و درگیر بم بوده‌اند و شاید تا یک سال بعد این حال وجود داشته است.

یلدا معیری، جزء عکاسان آزاد زنی بوده که جمعه‌شب در بم حضور داشته است. او می‌گوید تجربه حضورش در افغانستان تا حدودی او را با چنین فضاهای بحرانی‌ای آشنا کرده بود؛ اما تکان‌دهنده‌بودن اتفاقات در بم شکل دیگری داشته است. او طلوع صبح شنبه، ششم دی‌ماه، در ورزشگاه بم بوده و آن طلوع آفتاب را شوم می‌داند و می‌گوید: طلوع آفتاب روز بعد از همه زلزله‌ها شوم و تلخ است و این تجربه را در ورزقان هم داشتیم؛ چراکه آفتاب با بیرون‌آمدنش تازه نشان می‌دهد عمق فاجعه چقدر است. معیری فضای به‌هم‌ریخته و بی‌سروسامان و انواع دزدی‌ها و قاچاق‌هایی را که در همان روز اول و دوم و قبل از امنیتی‌شدن فضا در بم رخ داد، به یاد دارد و می‌گوید: هنوز نیروهای امنیتی در شهر نبودند و هر کسی هر کاری دلش می‌خواست، می‌کرد؛ اما بعد سپاه همه‌چیز را به دست گرفت و به عکاسان هم کمک زیادی کرد. در آن شرایط مردم و دیگران آن‌قدر گیج و بهت‌زده بودند که توجهی به عکاسان نداشتند و ما تقریبا جزئی از آنجا شده بودیم. معیری می‌گوید یکی از تصاویری که هنوز بعد از سال‌ها از آن حادثه در ذهنش مانده، همان زمین فوتبال بم و آن حجم جنازه و پسری است که یکی‌یکی روی جنازه‌ها را کنار می‌زده تا پدرش را پیدا کند و پیدا هم می‌کند.

عباس کوثری، در سال ٨٢ هم مثل امروز عکاس روزنامه «شرق» بوده و روایت خودش را دارد. او می‌گوید در سیل نکا با شرایط بحرانی و مرگ آدم‌ها آشنا بودم، اما زلزله، آن‌هم در این ابعاد واقعا فرق داشت و ما تازه صبح روز دوم متوجه حجم مصیبت و بدبختی رخ‌داده شدیم. او جمعه‌شب به کرمان می‌رسد و در بیمارستان‌های کرمان از مجروحان انتقال‌داده‌شده عکاسی می‌کند. او می‌گوید عکاسان خبری باید بتوانند در کمترین زمان خود را با شرایط وفق دهند تا بتوانند به وظیفه‌شان عمل کنند، چراکه آنها همیشه در شرایط و جاهایی هستند که دیگران نیستند پس باید روایت‌کننده باشند. کوثری می‌گوید خوب یا بد در هر صورت دوربین مثل یک فیلتر بین عکاس و آنچه در مقابلش قرار دارد است و همین مسئله او را تا حد زیادی در زمان عکاسی قوی می‌کند، اما واقعیت این است که اثر این لحظات هولناک روی او می‌ماند و عکاسان بسیاری بعد از این حادثه و برگشت از بم افسردگی داشتند و حالشان بد بود.

کوثری تصاویری از آنچه آن روز در بم دیده را روایت می‌کند و می‌گوید: آن روز صبح دنبال نقطه بلندی در شهر گشتم تا از بلندی وضعیت را ببینم، اما همه‌جا خرابی بود و صدای عبور ماشینی یا شیونی، سکوت وحشتناک آن را می‌شکست. وقتی از کوچه‌ها و کنار خانه‌ها رد می‌شدیم، واقعا می‌ترسیدیم چون ممکن بود جنازه یا کسی زنده آن زیر باشد یا اصلا فرو بریزد و ما هم پایین برویم. در لحظات زیادی عکاسی را کنار می‌گذاشتیم و کمک می‌کردیم یا تأثر از اتفاقات نمی‌گذاشت به عکاسی ادامه دهیم. کوثری به رفتار غلط بسیاری از عکاسان در آن روزهای سخت هم اشاره می‌کند و می‌گوید: بسیاری از عکاسان موقعیت را درک نمی‌کردند؛ بي‌محابا به افراد داغدار نزدیک می‌شدند و خلوتشان را به‌هم می‌زدند، از صورت جنازه‌ها عکس می‌گرفتند و خلاصه فقط به عکس فکر می‌کردند و من در آن لحظات تلخ احساس بدی به شغلم و همکارانم داشتم.

کوثری به يکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات و موقعیت‌ها که محل دفن اجساد بود اشاره کرد و گفت: گودال‌هایی دراز و عمیق کنده بودند و اجساد را ردیف با همان لباس‌های توي خانه‌شان خوابانده بودند و چند روحانی با عجله گروهی برایشان نماز می‌خواندند و خاک می‌ریختند. یکی از ثبت‌های من که واقعا برایم تکان‌دهنده بود، همان‌جا اتفاق افتاد؛ مردی به‌تنهايي ١٨ نفر از اعضای خانواده و فامیلش را پشت وانتی گذاشته و برای دفن به همان محل آورده بود و درحالی‌که زار می‌زد، یکی‌یکی آنها را روی زمین می‌گذاشت.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

 

http://www.bananews.ir/

 

http://www.bananews.ir/

 

http://www.bananews.ir/

 تابناک

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 25 Dec 2016 10:26:08 +0330
پاکسازی آلودگی هوا با سرامیک بازیافتی+تصاویر http://www.bananews.ir/report/report2/26325-پاکسازی-آلودگی-هوا-با-سرامیک-بازیافتی-تصاویر.html http://www.bananews.ir/report/report2/26325-پاکسازی-آلودگی-هوا-با-سرامیک-بازیافتی-تصاویر.html

http://www.bananews.ir/معماران شرکت ویتنامی H&P برای تنفس بهتر در خانه در محیط‌ شهری هانوی (پایتخت) روشی ارائه کرده‌اند که موجب کاهش عواقب رشد سریع شهرسازی و به تبع آن آلودگی هوا می‌شود.

 

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir به نقل از اینهبیتت، این گروه معماری با پرداختن به فضاهای کم نور و و کم تهویه که در معرض آلودگی هوا و سر و صدا هستند، ارتباطی مستحکم بین فضای داخلی منزل با بیرون ایجاد و تهویه طبیعی را تسهیل کرده و بهبود سلامت و بازیافت را با پوششی ابتکاری از آجرهای سرامیکی در نمای ساختمان به ارمغان آورده است.

از ویژگی‌های این ساختمان پوشش دوبل نما و فضاهای خالی داخلی است. این عوامل موجب بهبود هوای داخل در برابر آب‌وهوای گرمسیری این منطقه می‌شود. لایه بیرونی نیز از سرامیک بازیافتی ساخته شده که به پاک کردن گرد و غبار، مکش دود و ارائه هوای پاک کمک می‌کند.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

در واقع گیاهان رطوبت را جذب کرده و تابش گرما را کاهش می‌دهند و پانل‌های باز به خنک‌سازی فضاهای داخلی کمک کرده و موجب ارتقای فعل و انفعالات بیرون و داخل می‌شوند، البته به این وسیله چشم اندازی زیبا نیز ایجاد شده است.
این منزل نمونه‌ای از احساس طبیعی تنفس و جایگزینی سالم در ساختمان‌سازی این منطقه محسوب می‌شود.

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

 

ایسنا

]]>
گزارشهای تصویری Thu, 17 Nov 2016 18:44:22 +0330
اولین روستای مجهز به پنل‌های خورشیدی در مصر+تصاویر http://www.bananews.ir/report/report2/26029-اولین-روستای-مجهز-به-پنل‌های-خورشیدی-در-مصر-تصاویر.html http://www.bananews.ir/report/report2/26029-اولین-روستای-مجهز-به-پنل‌های-خورشیدی-در-مصر-تصاویر.html

http://www.bananews.ir/اولین روستا مجهز به فناوری خورشیدی در مصر ساخته شد. این روستا در واحات البحریه با سقف‌های مجهز به پنل‌های خورشیدی برای 350 سکنه طراحی شده است.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir)؛ این روستا توسط شرکت KarmBuild تنها شرکت مصری که در ساختمان‌سازی از فناوری خورشیدی استفاده می‌کند طراحی شده است. در این طراحی از مواد محلی، طبیعی و دوستدار محیط‌زیست استفاده شده است.

مدیر این شرکت اظهار کرد: پنل‌های خورشیدی جذابیتی نداشته و در ترکیبات معماری کاربرد چندانی ندارند، اما روش ابتکاری مورد استفاده در این روستا متفاوت است. طراحی خاص آن موجب جذب نور خورشید با روشی یکپارچه و خاص شده است. پنل‌های خورشیدی فتوولتائیک نیز موجب زیبایی پشت‌بام و دیوارهای این روستا در صحرا شده و همچنین دمای منازل روستایی را کنترل می‌کنند.


{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

وی در ادامه افزود: این روش ایده‌ای جدید در معماری محسوب می‌شود، به‌طوری‌که از مسافت دور ساختمان مرتفع دیده نشده و پانل‌های خورشیدی منعکس‌کننده نور خورشید نیز مشاهده نمی‌شوند.

این روش نه تنها دوستدار محیط‌زیست بوده بلکه فناوری ساخت‌وساز پایدار همچون روش‌های کاهش مصرف انرژی و استفاده از مواد محلی و طبیعی به میزان 90 درصد در آن مشاهده می‌شود.

در این ساختمان‌ها از سنگ ماسه استفاده شده است که در واقع منبعی طبیعی و باارزش بوده و ساختاری ماندنی و پایدار ایجاد می‌کنند. این روش و مواد مصرفی طبیعی موجب کاهش هزینه‌های ساخت و همچنین نمایی زیبا و هماهنگ با محیط صحرا شده است.

وی اظهار کرد: در این روش تلاش شده است از سبک‌های سنتی و مدرن استفاده شود تا با محیط زیست خاص آن هماهنگ شده و مکانی راحت، پایدار و خودکفا در اختیار ساکنان قرار گیرد.

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

 

ایسنا

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 16 Oct 2016 14:15:06 +0330
"آزادی" بزرگترین زباله‌دانِ تاریخِ فوتبال http://www.bananews.ir/report/report2/24724-آزادی-بزرگترین-زباله‌دانِ-تاریخِ-فوتبال.html http://www.bananews.ir/report/report2/24724-آزادی-بزرگترین-زباله‌دانِ-تاریخِ-فوتبال.html

http://www.bananews.ir/نظافت نیمی از ایمان است، حال که بعضی‌ از مسوولان فوتبالی برایمان خوب نمی‌خواهند، حداقل خودمان به آزادی احترام بگذاریم.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir)؛ شهرآورد 82 پایتخت یک نقطه تاریک داشت، اتفاقی که همانند قبل باز هم تنها برای آن می‌توان افسوس خورد، آهی سرد کشید و هیچ نگفت که چرا خود ما هم برای خودمان خوب نمی‌خواهیم.

درست است که طبقات اول و دوم ورزشگاه آزادی جایی برای دور ریختن زباله ندارد، اما آیا ما خودمان هم نمی‌توانیم آنچه را تبدیل به زباله کرده‌ایم پاک سازیم تا در انتهای شهرآورد تصویری تاریک و غیر قابل دفاع از فرهنگ و تمدن خود ارائه ندهیم.

قابل درک نیست که چرا در جاده زباله‌هایمان را از ماشین به بیرون پرتاب می‌کنیم، در خیابان به جوی و پیاده راه می‌اندازیم و در طبیعت آنها را رها می‌سازیم. گویی این امر با رفتار ما عجین شده که بخوریم و بیاشامیم، اما هرگز پاک نکنیم، محیطی را که به زباله کریه کرده‌ایم.

دیروز آزادی باز هم شاهد رفتاری ناپسند از سوی هزاران هو‌اد‌ا‌رش بود، باز هم زباله تنها خلعتی بود که بر تن آزادی و سکوهایش به ارمغان آوردیم، ای کاش حال که مسئولان ورزشی به فکر ما نیستند و خبری از صندلی و سطل زباله در گوشه گوشه ورزشگاه نیست، کمی خودمان دلمان برای داشته‌هایمان بسوزد.

تصاویر قابل تامل از پسماندهای به جا مانده از هواداران داربی 82:


{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

 

عکس:پیمان پزدانی- ایسنا

]]>
گزارشهای تصویری Sat, 16 Apr 2016 12:17:18 +0430
چشم امید خانه تاریخی توکلی قم به مساعدت مسئولان/ لزوم تهیه طرح نجات بخشی اثر تاریخی http://www.bananews.ir/report/report2/24508-چشم-امید-خانه-تاریخی-توکلی-قم-به-مساعدت-مسئولان-لزوم-تهیه-طرح-نجات-بخشی-اثر-تاریخی.html http://www.bananews.ir/report/report2/24508-چشم-امید-خانه-تاریخی-توکلی-قم-به-مساعدت-مسئولان-لزوم-تهیه-طرح-نجات-بخشی-اثر-تاریخی.html

http://www.bananews.ir/خانه توکلی قم اثری تاریخی است که در فهرست آثار ملی ایران نیز ثبت شده است اما این بنا به دلیل عدم رسیدگی در حال تخریب است.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir خانه توکلی قم یکی از بناهای تاریخی شهر قم است که در سال ۱۳۸۰ ه.ش در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. این خانه به مساحت ۵۷۰ مترمربع در بافت قدیمی خیابان آذر و کوی چهل اختران واقع شده است اما خانه تاریخی توکلی که در طرح ساماندهی پیرامون حرم چهل اختران واقع شده است و با توجه به میراثی بودن اثر حکم به حفظ و مرمت آن داده شده، این روزها حال خوبی ندارد.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

یکی از مشکلات پیش روی مرمت این ملک تملک آن است که با توجه ورثه‌ای بودن بنا، تملک آن بسیار دشوار است و کمک تمامی مسئولان را می‌طلبد تا در گام اول طرح نجات بخشی اثر تهیه شود و در گام بعدی نسبت به تملک و مرمت و بهسازی آن اقدام شود.

با توجه به فعال بودن محله به موجب وجود امامزاده و زائران داخلی و خارجی و دسته عزاداری بزرگ این محله در ایام محرم، می‌تواند این خانه به خانه محله و دفتر شورای محل و کاربری‌های فرهنگی تبدیل شود.

خانه در بافت قدیمی قم در کنار خیابان آیت ا... طالقانی در کوی منتهی به مجموعه بناهای چهل اختران قرار دارد و بنای موجود خانه توکلی باقی‌مانده‌ای از یک مجموعه بزرگتر است.

از این نشانه‌ها می‌توان به مواردی همچون دری که در قسمت شمال شرقی بنا به ساختمان نوساز مجاور باز می‌شود و با ستون‌های سنگی زیبایی که در زیر زمین شمال غربی بنا تا نیمه در دیوار مدفون شده‌اند اشاره کرد.

اولین شاخصه بنا که شدیدا جلب توجه می‌کند سردر ورودی آن است که به شکل بسیار زیبایی با استفاده از نماسازی آجری ایجاد شده است.

این بنا کاربرد مسکونی داشته و از خصوصیات بارز آن می‌توان به این نکته اشاره کرد که فضاهای زیر زمین قسمت شمالی دارای تزیینات فراوانی بوده، در صورتی که زیرزمین قسمت جنوبی فاقد هرگونه تزیین است و این نشان از آن دارد که زیر زمین جنوبی وظیفه خدمات به قسمت‌های دیگر را داشته است.

 

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 13 Mar 2016 19:48:38 +0330
راه‌اندازی پروازهای درون استانی با خرید هواپیماهای ATR http://www.bananews.ir/report/report2/24121-راه‌اندازی-پروازهای-درون-استانی-با-خرید-هواپیماهای-atr.html http://www.bananews.ir/report/report2/24121-راه‌اندازی-پروازهای-درون-استانی-با-خرید-هواپیماهای-atr.html

http://www.bananews.ir/مدیرعامل شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) از راه‌اندازی پروازهای درون استانی با خرید ۲۰ فروند هواپیمای کوتاه‌برد ATR خبرداد و گفت: پروازهای درون استانی احتمالا نخست در مناطقی نظیر خراسان، کرمان و فارس راه‌اندازی شود.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir فرهاد پرورش با اشاره به قرارداد اخیر شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) برای خرید هواپیماهای کوتاه برد گفت: مذاکرات ما با شرکت ATR برای خرید هواپیماهای کوتاه‌برد از مدت‌ها قبل از اجرای برجام با هدف توسعه عملیات پروازی فرودگاه‌های مناطق کمتر‌برخوردار و مسیرهای پروازی کوتاه آغاز شده بود.

وی افزود: بعد از مذاکرات در نهایت تفاهم نامه اولیه برای خرید ۲۰ فروند هواپیمای کوتاه برد ATR72-600 با این شرکت انجام شد که قرار است ۲ تا ۴ فروند از این هواپیماها از اواخر سال۲۰۱۶ میلادی به ایران تحویل داده ‌شود. ضمن‌ اینکه قرار است در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ در هر سال 8 فروند از این هواپیما ها به شرکت هواپیمایی هما تحویل شود.

خرید ۲۰ فروند هواپیمای ATR دیگر در صورت نیاز

مدیرعامل شرکت هواپیمایی هما اظهار کرد: علاوه بر ۲۰ فروند فعلی، اگر شرایط فراهم شود ۲۰ فروند دیگر از این نوع هواپیماها از شرکت ATR خریداری خواهد شد.

پرورش درباره تامین مالی این هواپیماها نیز گفت: منابع خرید این هواپیماها توسط خود شرکت ATR و بانک‌های اروپایی تامین می‌شود که به صورت اجاره به شرط تملیک در اختیار ایران قرار می‌گیرد به نحوی که هواپیماها ابتدا به صورت اجاره‌ در اختیار شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی خواهد بود و بعد از پرداخت کامل اقساط، مالکیت آن به ایران‌ایر واگذار می‌شود.

تامین مالی هواپیماهای ATR توسط شرکت فروشنده و بانک‌های اروپایی

مدیرعامل شرکت هواپیمایی هما تامین مالی این هواپیماها توسط شرکت فروشنده و بانک‌های اروپایی را از ویژگی‌های قرارداد با ATR و قرارداد خرید ۱۱۸ فروند از شرکت ایرباس عنوان کرد و به پایگاه خبری وزارت راه گفت: هواپیما از نیازهای مهم کشور و به طور خاص صنعت هوانوردی است از طرفی دولت و صندوق توسعه ملی برای تامین بودجه هواپیما با محدودیت مواجه هستند بنابراین بهترین روش پرداخت، تامین فاینانس از طرف شرکت فروشنده و بانک‌های اروپایی بود.

وی با بیان اینکه این روش تامین مالی در دنیا نیز معمول و مرسوم است گفت: همه ایرلاین‌های دنیا از طریق بانک‌ها فاینانس مورد نیاز را تامین می‌کنند و این امکان تاکنون در ایران فراهم نبود که با رفع تحریم‌ها و اجرای برجام این نوع روش تامین مالی میسر شد.

پرورش با اشاره به اینکه ۹۰ درصد پروازهای داخلی در ۱۰ فرودگاه اصلی کشور انجام می‌شوند گفت: این در حالی است در حدود ۶۰ فرودگاه کشور فقط ۱۰ درصد پروازهای داخلی عملیاتی هستند بنابراین بسیاری از فرودگاه‌های کشور به دلیل نبود هواپیماهای مناسب مسیرهای کوتاه، به صورت بهینه فعال نیستند چراکه تعداد هواپیماهای با ظرفیت مسافری ۶۰ تا ۱۰۰ نفره در کشور بسیار کم است.

مدیرعامل شرکت هواپیمایی هما افزود: از طرف مردم، استانداران، نمایندگان مجلس و سایر مقامات استانی همیشه درخواست‌های زیادی برای فعال کردن یا افزایش تعداد پروازهای فرودگاه‌های مناطق مختلف کشور و فرودگاه‌های شهرهای کوچک وجود داشت که نیاز به هواپیماهای کوتاه‌برد بود.

اجرای طرح پروازهای درون استانی در ایران با ورود هواپیماهای ATR

پرورش با اشاره به اجرای طرح پروازهای درون استانی تحت عنوان هاب اند اسبوک در دنیا، از اجرای این طرح در ایران با دستور وزیر راه و شهرسازی خبرداد و گفت: بر اساس این طرح پروازهای درون استانی راه‌اندازی می‌شود به طوریکه پروازهای شهرستان‌های دارای فرودگاه با مرکز استان مربوطه برقرار می‌شود که لازمه راه‌اندازی این پروازها داشتن هواپیماهای کوتاه‌برد با ظرفیت کوچک مانند هواپیماهای کوچک ATR است.

مدیرعامل جمهوری اسلامی ایران(هما) هواپیماهای امبرائر و بمباردیه را از جمله هواپیماهای مناسب برای پرواز در مسیرهای کوتاه عنوان کرد و گفت: هواپیماهای ATR نیز برای فرودگاه‌های کوچک و مسیرهای کوتاه طراحی شده، مصرف سوخت این هواپیماها کمتر از جت است، قابلیت نشست و برخاست در باندهای کوچک را دارند و امکانات فرودگاهی زیادی برای آنها نیاز نیست.

پرورش با بیان اینکه هواپیماهای ATR از گذشته در ایران موجود بوده و آزمایش شده است گفت: این هواپیماها برای پروازهای کوتاه ۳۰ دقیقه تا یک‌ساعت در مسیرهای کوتاه بسیار مناسب هستند.از همین رو در نظر است با دریافت این هواپیماها در مرحله اول مناطق اصلی در کشور مانند خراسان، کرمان ، فارس وکردستان برای راه‌اندازی پروازهای درون استانی انتخاب شوند. ضمن اینکه این هواپیما برای منطق نفت خیز ایران نیز بسیار مناسب خواهند بود.

 

ایسنا

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 07 Feb 2016 08:52:30 +0330
خاطرات مهندس علیرضا سعیدی، دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران از زلزله بم http://www.bananews.ir/report/report2/23701-چند-عکس-و-خاطره-کوتاه-مهندس-علیرضا-سعیدی-از-زلزله-بم.html http://www.bananews.ir/report/report2/23701-چند-عکس-و-خاطره-کوتاه-مهندس-علیرضا-سعیدی-از-زلزله-بم.html

http://www.bananews.ir/بنانیوز-پنجم دیماه 1382 ساعت ۵:۲۶ بامداد زلزله ای به شدت 6.6 ریشتر شهر بم و مناطق اطراف آن را لرزاند و در عرض چند ثانیه ۲۶٬۲۷۱ قربانی، ۳۰ هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بی‌خانمان به جای گذاشت.

در هنگام بحران به غیر از دولت ،سازمان‌های مردم‌نهاد نیز عموماً حضور فعال داشته اند. از جمله  این تشکلهای مردمی می توان به جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران و موج پیشرو اشاره کرد که همواره پای ثابت کمک رسانی در بحران و بلایای طبیعی کشور بوده اند.

در متن زیر بخشی از خاطرات و عکسهای مهندس علیرضا سعیدی، "دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران و مدرس مدیریت بحران" از زلزله بم منتشر شده است:

 اجساد را کنار هم دیگر می چیدیم و با چند تا پتو و شاخه نخل علامتی میگذاشتیم که خانواده هایی را که از یک خانه پیدا کرده بودیم را از یکدیگر جدا کنیم !

امروز که به عکسهایی که انداخته ام نگاه میکنم تعجب میکنم از آنهمه طاقت ! نمیدانم چگونه بود که اشک چشمهای همه خشک شده بود !

روحانیونی که از قم روز سوم رسیدند کار تدفین را سرعت بخشیدن آب نبود و تیمم بدل از غسل تنها راه نجات بود.

اجساد را درپتو ها میگذاشتیم و به بهشت زهرای شهر بم می آوردیم،اجساد از پتو ها بیرون آورده می شدند و تیمم داده می شدند و کفن می شدند تازه این اجساد خوش اقبالی بودند که کفن و مراسم تدفینی داشتند یک شاخه نخل یا یک پتو می شد نشانه ای برای پیدا کردن جایی که عزیزانشان را بدل خاک سپرده بودند روز های تلخی بود دیواری آجری خانواده ای را از زنی تنها که صاحبی نداشت جدا میکرد.

 

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

زنی تنها،مادری تنها،خواهری تنها،دختری تنها،اولین تابستان بود و هنوز تعداد زیادی از زلزله زده ها در زیر چادر زندگی میکردند،چادرهایی که در اردوگاه های فاقد برق و آب هنوز پذیرای مهمانان خود بودند آنهم اغلب بدون کولر در گرمای ۴۰ درجه به بالا با خانواده ای روبرو شدم که کودک کوچکش اسهال خونی داشت مادر خانواده میگفت که از ترس دوپشت و سه پشت ها که دخترانش را می برند نمی رود بیمارستان تا کودکش را نشان دهد منظور از دو پشت و سه پشت موتورسوارهای دو ترک و سه ترک بودند.

هنوز امنیت در سطح شهر بطور کامل تامین نشده بود مرد نداشتن تنها مردشان کودکی ده دوازده ساله بود دو دختر پانزده شانزده ساله داشت که زمینگیرش کرده بودند نه میتوانست برود دنبال گرفتن امکانات دولتی نه انها را میتوانست آن روزها سخت گذشت سخت و برای من هر عکس هزار خاطره است و هزار درد .

http://www.bananews.ir/

شب سوم در بم با یک آواره روبرو شدم ! سرباز بود نه اینکه از خودش حرفی بزنه ، از لباس سربازی خاکی اون معلوم بود، اومد نشست کنار چادر حرفی هم نزد ! تو دستش یک عروسک مثل جاسویچی بودو اون محو حرکت پاندولی اون شده بود . حالش را که پرسیدم ، نگاهی مات به من کرد و بلند شد بره ، حرکتش بقدری برام آشنا بود که لحظه ای شک نکردم که با یک آواره روبرو هستم ! یک اواره فقط با خودش حرف میزنه ، اونهم توی ذهنش و اگر با فضولی روبرو بشه که بخواد باب حرف را باز کنه فرار میکنه ! بدون حتی یک کلمه !

داد زدم برات شام نگه داشتم بیا بخور بعد برو ! میذارم اینجا هر وقت خواستی برگرد بخور! من هم دیگه ازت سئوال نمیکنم ! اما اون دیگه دور شده بود و آرام توسیاهی بیابون حل میشد !

گفتم که ، من آواره ها را خوب میشناسم ، میدونستم اون بر میگرده اما وقتی من نباشم ! مثل یک نسیم
اونهم اومد ، قوطی کنسرو رو بر داشت و با نون خورد بعد هم پتویی را که کنار غذا گذاشته بودم را برداشت و رفت .

میدونستم وقتی گشنه اش بشه بر میگرده قانون آواره ، اینه گرسنگی و تشنگی نقطه ضعف اونه !

اما بر نگشت روز بعد تا شب منتظرش بودم ، هر بار که به کمپ بر میگشتم ، چشم میچرخوندم دنبال اون ، اما نیامد تا فردای روز بعد که داشتم توزیع شیر خشک میکردم دیدمش ، روبروی یک خونه که با خاک یکسان شده بود نشسته بود و خیره به اون نگاه میکرد.

از تمامی خانواده اش تنها اون مانده بود . پسر بزرگ خانواده که اومده بود مرخصی واحتمالا اون عرسک هم یه سوغاتی بود !

http://www.bananews.ir/

به من ندادی ، دخترک زل زده بود تو چشمای من و دستش را صاف گرفته بود تو صورتم ، سعی کردم دوباره بچه ها را بشمرم ببینم چرا کم آوردم ! من که دوازده قسمت کرده بودم، هر شکلات رامتین را چهار قسمت که به ازای سه شکلات باقیمانده از سه روز گذشته میشد : سه چهار تا دوازده تا !

اما به هر حال یکی کم بود و اون یکی هم مال یه دختر سه ساله بود که هم پدر و هم مادرشو سه روز قبل از دست داده بود و ما بعد از سه روز تازه پیداش کرده بودیم! (سید مجید پیداش کرده بود به همراه سه خواهر و برادر کوچیک و بزرگترش که کنج یه خونه مخروبه سه روز تنها مانده بودند ) داشتم آب میشدم از خجالت ، از ناراحتی کم بود بزنم زیر گریه ، که صدای داداش هفت ساله اون مرا بخودم آورد ، بیا شکلات منو بخور ، دختره خندید و اون یکی دستش رو که من به تا اون لحظه بهش توجه نکرده بودم را از پشتش آورد جلو و تکه کوچک شکلات رامتینی را که کاکائویش در میان انگشتان ظریفش آب شده بود را گذاشت دهنش و بعد شکلات برادر هفت ساله اش را ، نمی دانستم بخندم یا گریه کنم که ضربه آخر هم فرود آمد ، پسرک دست دخترک را گرفت و شکلاتهایی را که آب شده بود را با لذتی عجیب از میان انگشتان دخترک لیسید !

مرد که پیکر کودکی له شده در زیر آوار را در آغوش داشت ملتمسانه فریاد میزد بیمارستان از کدوم طرفه ، این بچه هنوز زنده است ، داره میمیره ، به سویش دویدند و کودک را در خودروی عبوری که چند لحظه قبل تازه وارد شهر شده بود نهادند . راننده سراسیمه ، سر از پنجره بیرون کرد و گفت کجا ببرمش ، اینجا نزدیکترین بیمارستان کجاست ، به هلال احمر ببر ، نه به بیمارستان صحرایی ......، از اونطرفه میری تا ته خیابان میپیچی اول سمت راست بعد سمت چپ و بعد راست.

http://www.bananews.ir/

ماشین بسرعت باد حرکت کرد و ما با نگاه آنرا تا ته خیابان که پرواز میکرد بدرقه کردیم ، اما ، راننده که غریب شهر بود ، اول پیچید به چپ و ناگهان مردی که آدرس داده بود فریاد کشید سمت راست ، سمت راست ، سمت راست و ناخوداگاه بر زمین نشست و سرش را در بین دستانش گرفت .

در شهری که تابلوهای راهنمایش هم با شهر غریبه اند ، غریبه ای عاشق چگونه میتواند جهت بیمارستانی را از قبرستان تمییز دهد.

بعد زلزله بم در یک جلسه پرسش و پاسخ با جناب سعیدی کیا که آن زمان ریاست بنیاد مسکن را بر عهده داشتند آشنا شدیم البته ما به عنوان منتقد در دانشگاه تهران چند انتقاد تند و تیز داشتیم که مستند به چندین عکس بود عکسهایی که بنده گرفته بودم و موضوع آن بازسازی منازل تخریب شده در روستاهای بم بود که بر عهده مستقیم بنیاد بود . آری آشنایی من با مهندس سعیدی کیا از آن جلسه آغاز شد مهندسی که عجیب صبور بود و با ما بسیار منصف !

آن روز جالب آن بود که وقتی مستندات را تحویل دادیم و جناب مهندس سعیدی کیا دیدند گفتند که موضوع را پیگیری می کنند و از ما هم دعوت کردند که همدیگر را در بم ببینیم.

از آن تاریخ بنده بارها و بارها با مهندس سعیدی کیا ملاقات داشتم و نامه رسان کودکانی بودم که پدر و مادری نداشتند. مهندس چندین بار محبت کردند و چندین کار را در تسریع آن اقدام نمودند به طور مثال آسفالت کردن حیاط یک مرکز را که بخاطر خاکی بودن موجب آلودگی چشمان کودکان شده بود را در کوران کارهای اجرایی تلنبار شده بازسازی جلو انداختند.

تا آنکه یک بار که بازدیدی از مرکز نگهداری از کودکان مشیز داشتم متوجه شدم مرکز بخاری ندارد و با شروع فصل زمستان تعدادی از کودکان شدیدا سرما خوردن ! یادم هست که ایشان به همراه نمایندگان مجلس که برای بازدید از بم آمده بودند را در مرکز مشاوران که تازه ساخته شده بود ملاقات کردم با آنکه سرشان شلوغ بود و محافظان کم لطفی می کردند وقت گذاشتند و دستوری مکتوب دادند که بخاری های برقی را برای مرکز همان شب تحویل من بدهند.

نامه را که نوشتند به خنده گفتم مهندس شما که امشب راهی تهرانید شما که نباشید من را تو سایت بنیاد هم راه نمی دهند چه برسد به تحویل بخاری و راست گفتم آنشب راهم ندادند و فردا هم که رفتم آنقدر سر دواندند که بی خیال نامه مهندس شدم و پول را از جایی دیگر تهیه کردم و بخاری ها را خریدم.

شرح واقعه روی داده را در کنار دستخط ایشان در همان نامه نوشتم دادم دبیرخانه بنیاد که شاید بدستش برسد هفته بعد همدیگر را در هواپیمایی که به تهران می آمدیم دیدیم نامه مرا از جیب در آورد و گفت تمام این هفته به یادت بودم دنبالت هم فرستادم اما پیدات نکردم گفتم که دیگر نیازی نیست بخاری ها را خریدم

بابت برخوردی که با من شده بود بسیار ناراحت شده بودند برای آنکه از دلش در بیاورم نامه ای که همان روز بازگشت یکی از کودکان دانش آموز بابت آسفالت کردن حیاط یک مدرسه که من دو ماه مراحل اداریش را پیگیریهای کرده بودم و دستورش را مهندس سعیدی کیا به من هدیه داده بود را هدیه کردم به ایشان اشتباه نکنم مهمترین جمله آن نامه این بود:

پدر عزیزم متشکرم.

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران 

موج پیشرو

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 27 Dec 2015 06:33:25 +0330
سیویلیکا پربار تر از هرسال در نمایشگاه الکامپ http://www.bananews.ir/report/report2/23635-سیویلیکا-پربار-تر-از-هرسال-در-نمایشگاه-الکامپ.html http://www.bananews.ir/report/report2/23635-سیویلیکا-پربار-تر-از-هرسال-در-نمایشگاه-الکامپ.html

http://www.bananews.ir/بیست و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی الکترونیک، کامپیوتر و تجارت الکترونیک 23 لغایت 26 آذرماه در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران برگزار شد.

 به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir حضور غرفه سیویلیکا پربارتر از هر سال مورد استقبال و استفاده پژوهشگران، اساتید ، محققان و دانشجویان کشور قرار گرفت.

بازدید مهندس نصرا... جهانگرد ؛ معاون وزارت اطلاعات و ارتباطات و رئیس سازمان فناوری اطلاعات و دکتر سورنا ستاری ؛ معاون علمی فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد نخبگان کشور از پایگاه سیویلیکا از جمله رویدادهای حضور سیویلیکا در نمایشگاه الکامپ امسال می باشد.

مهندس نصرا... جهانگرد ؛ معاون وزارت اطلاعات و ارتباطات در غرفه سیویلیکا ضمن ابراز آشنایی با این پایگاه علمی اظهار داشت ؛ سیویلیکا از جمله پایگاه های علمی است که مورد استفاده قرار داده است.

دکتر سورنا ستاری؛ معاون علمی فناوری ریاست جمهور در بازدید از سیویلیکا ، از اینکه چنین مجموعه پرباری در راستای انتشار مقالات علمی در بخش خصوصی فعالیت میکند ابراز رضایت کرد.

لازم به ذکر است علاوه بر پژوهشگران و دانشجویان ، نمایندگان سازمان ها، دانشگاه ها و پژوهشگاه های علمی کشور با حضور خود در غرفه از خدمات سیویلیکا استفاده کردند.

سیویلیکا پایگاه مرجع تخصصی ارائه کننده مقالات کنفرانسهای علمی کشور و پوشش دهنده بیش از 400 هزار عنوان مقاله علمی تایید شده توسط هیات داوران کنفرانسهاست.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 20 Dec 2015 15:32:11 +0330
استقبال پرشور پژوهشگران از غرفه سیویلیکا در نمایشگاه الکامپ http://www.bananews.ir/report/report2/23593-استقبال-پرشور-پژوهشگران-از-غرفه-سیویلیکا-در-نمایشگاه-الکامپ.html http://www.bananews.ir/report/report2/23593-استقبال-پرشور-پژوهشگران-از-غرفه-سیویلیکا-در-نمایشگاه-الکامپ.html

http://www.bananews.ir/غرفه سیویلیکا در بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی الکامپ شاهد حضور و استقبال پرشور پژوهشگران ، اساتید، محققان و دانشجویان کشور می باشد.

 

به گزارش بنانیوز(BanaNews.irبه نقل از روابط عمومی سیویلیکا، بازدید کنندگان غرفه ضمن ابراز خرسندی از فعالیتهای مستمر و به روز این پایگاه در بخش علمی پژوهشی کشور، از امکانات ویژه حضور در نمایشگاه الکامپ استفاده کردند.

عضویت رایگان ویژه نمایشگاهی، هدیه به اعضا و معرفی امکانات جدید سیویلیکا از خدمات قابل ارائه در غرفه سیویلیکا می باشد.

علاقه مندان می توانند تا فردا پنجشنبه مورخ 26 آذرماه از ساعت 9الی 17 به محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران، سالن 18،غرفه 1117 سیویلیکا مراجعه نمایند.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

]]>
گزارشهای تصویری Wed, 16 Dec 2015 10:30:47 +0330
بارش شدید باران در شبانکاره و طغیان رودخانه ها http://www.bananews.ir/report/report2/23256-بارش-شدید-باران-در-شبانکاره-و-طغیان-رودخانه-ها.html http://www.bananews.ir/report/report2/23256-بارش-شدید-باران-در-شبانکاره-و-طغیان-رودخانه-ها.html

بنانیوز-صبح روز سه شنبه باد و باران شدید در منطقه شبانکاره شروع به باریدن کرد.این بارش از بامداد سه شنبه به صورت پراکنده و خفیف شروع که از ساعت 10:30 دقیقه صبح بارش تگرگ و باد و باران شدید و موجب آبگرفتگی معابر ، شکستن درختان ، تخریب بعضی از دیوار ها و همچنین طغیان رودخانه های فصلی شد.

{jathumbnail off}

 http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

 

عکاس: محسن جهان بین

]]>
گزارشهای تصویری Wed, 11 Nov 2015 17:28:47 +0330
بارش باران و آبگرفتگی معابر در شیراز http://www.bananews.ir/report/report2/23252-بارش-باران-و-آبگرفتگی-معابر-در-شیراز.html http://www.bananews.ir/report/report2/23252-بارش-باران-و-آبگرفتگی-معابر-در-شیراز.html

بنانیوز-شدت بارش بارندگی در شیراز و شهرستان‌های مختلف استان فارس در اواخر شب گذشته و بامداد امروز سبب آب‌گرفتگی معابر در شیراز شد.

{jathumbnail off}

 

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

 

 

با تشکر از اقای مسعود برومند فرد

]]>
گزارشهای تصویری Wed, 11 Nov 2015 16:09:55 +0330
بارش باران همراه با تگرگ استان بوشهر را غافلگیر کرد http://www.bananews.ir/report/report2/23247-بارش-باران-همراه-با-تگرگ-استان-بوشهر-را-غافلگیر-کرد.html http://www.bananews.ir/report/report2/23247-بارش-باران-همراه-با-تگرگ-استان-بوشهر-را-غافلگیر-کرد.html


بنانیوز-
بارش باران همراه با توفان و تگرگ که در استان بوشهر از ظهر امروز آغاز شده بود تمام شهرستان‌های این استان را در بر گرفت که آبگرفتگی معابر خساراتی به شهروندان استان بوشهر در پی داشت.

 

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

 

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

]]>
گزارشهای تصویری Tue, 10 Nov 2015 18:30:36 +0330
پلاسکو،‌ یادگار 53 ساله تهران مدرن http://www.bananews.ir/report/report2/23208-پلاسکو،‌-یادگار-53-ساله-تهران-مدرن.html http://www.bananews.ir/report/report2/23208-پلاسکو،‌-یادگار-53-ساله-تهران-مدرن.html

http://www.bananews.ir/از پیچ خیابان حافظ که به سمت جمهوری می‌پیچید، تنها برجی که تا انتهای خیابان توی چشم می‌زند همین است،‌ برج پانزده طبقه بتونی،‌ یادگار دوران نیمه‌تمام نوسازی دهه چهل ایران.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir ساختمان پلاسکو،‌ کمی پایین‌تر از چهارراهی است که به آن استانبول می‌گویند؛ منطقه‌ای که در دهه‌های چهل و پنجاه قلب تجارت و دیپلماسی و البته خوش‌گذرانی و تفریح در تهران بوده است. برج پانزده طبقه‌ای که اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران بود و دومین ساختمان بلندی که در آن آسانسور وجود داشت،‌ با سرمایه حبیب‌الله القانیان ساخته شد.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

وجه تسمیه ساختمان پلاسکو این است که آقای القانیان اصلا مالک کارخانه پلاسکو بود که از جمله مصنوعاتش ظرف‌های ملامین و پلاستیک بوده است. تکمیل ساختمان از سال 39 تا 41 طول کشید و وقتی که سر برآورد،‌ در تمام تهرانی که آن روزها حدود دو میلیون نفر جمعیت داشت دیده می‌شد.

بازار شیک و مدرنی که 29 هزار متر مربع زیربنا داشت،‌ با یک طبقه زیر زمین که حوض و صندلی‌هایی برای نشستن و وقت‌گذرانی در آنها قرار گرفته بود، ‌جای مناسبی برای خرید کردن بود و با بقیه مغازه‌ها و بازارهای سنتی فرق داشت؛ یکی از اولین تجربه‌های ایرانی‌ها از «مرکز خرید» مدرن.

آقای البرزپور از مغازه‌دارهای قدیمی این بازار است. او می‌گوید از همان سال 41 کارش را اول در طبقه دوم شروع کرده است؛ زمانی که تنها بیست و چند سال داشت: «وقتی این بازار راه افتاد،‌ سال‌های اول فقط سرقفلی طبقه منهای یک و همکف فروخته شده بود. شاید 60 درصد کسانی که به این ساختمان آمدند قدیمی‌ها و استخوان‌دارهای بازاری بودند، اما آن 40 درصد دیگر، جوان بودند و کاسبی‌شان را اینجا راه انداختند.»

این فروشنده قدیمی ادامه می‌دهد: «اوایل ساختمان این‌طور نبود، در طبقه اول،‌ همین مغازه‌ای که ما الان در آن هستیم و از باقی واحدهای تجاری اینجا بزرگ‌تر است،‌ به همراه بیشتر واحدهای تجاری طبقه اول متعلق به سینمادارها بود و کسانی که فیلم پخش می‌کردند. دفتر تهیه‌کننده فیلم گنج قارون همین واحدی بود که الان دست من است. بعد، کم‌کم تمام مجتمع را تولیدکننده‌ها و فروشنده‌های پوشاک گرفتند.»

http://www.bananews.ir/

پیدا کردن کسی که آن زمان‌ها در اینجا کار کرده باشد،‌ آن‌قدرها راحت نیست. الان بیشتر مغازه‌ها مرکز پخش هستند و کمتر تولیدی لباسی از سال‌های دور در برج باقی مانده است،‌ اما اطراف خیابان منوچهری،‌ کمی بالاتر از برج پلاسکو،‌ در یکی از سمساری‌های پرت افتاده یکی از کارگرهایی را که در دهه پنجاه در یک تولیدی برج پلاسکو کار می‌کرد، پیدا کردم که از خاطره آن روزها هنوز به خوبی یاد می‌کند: «من کارگر یکی از این تولیدی‌ها بودم،‌ با ماشین‌های برش ژاپنی پارچه‌ها را می‌بریدند،‌ و کارگرها دوزندگی می‌کردند. آن موقع مزد کارگر ساده روزی 12 تومان بود ولی به من هفته‌ای 150 تومان پول می‌دانند؛ آن هم وقتی که بلیت امجدیه 2 تومان بود و با 3 تومان می‌شد یک غذای خوب در یکی از رستوران‌های خوب این اطراف خورد، یا حتی در رستوران خود برج.»

طبقه آخر برج پلاسکو،‌ تا همین چند سال پیش،‌ یک رستوران سلف‌سرویس بوده است؛ جایی که از آن یک راه‌پله به پشت‌بام می‌رفت. می‌گویند در همین برج چند نفری از این راه خودکشی کرده‌اند.

آقای البرزپور هنوز این خاطره‌ها را به یاد دارد: «در آن سال‌های خیلی دور،‌ سه - چهار نفر در این برج خودکشی کردند. یک نفر خودش را از پنجره یکی از طبقه‌ها به پارکینگ پشتی انداخت،‌ دو نفر خودشان را از همین کریدورها به طبقه منهای یک پرت کردند و کنار حوض مُردند،‌ یک نفر هم از راه‌پله کنار رستوران خودش را به پشت‌بام رساند و به پیاده‌رو پرید.»

امروز بعد از پنجاه و چند سال، اثری از خانواده القانیان در اداره برج پلاسکو نیست. کاسب‌های قدیمی پلاسکو می‌گویند آقای القانیان کمی قبل از انقلاب،‌ برج را به کسی دیگری به نام آقای پرویزیان واگذار کرده بود. اندکی بعد از انقلاب اما ملک به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد،‌ حالا هم مالکیت تک‌تک واحدها به صورت خصوصی متعلق به سرقفلی‌داران و کاسب‌هاست و اجاره واحدهای تجاری به مالک برج پرداخت می‌شود؛ اجتماع بوتیک‌های گران‌قیمت لباس‌های مردانه، عمده‌فروشان و تولیدکننده‌های پیراهن و شلوار مردانه و البته نام‌های بزرگ تجاری.

طبقه منهای یک هنوز هم همان حوض‌های بزرگ آبی را دارد، کف آن هم پر از ته سیگار و ته چک و کاغذ یادداشت است،‌ با فواره‌هایی که ارتفاعشان تا طبقه سوم ساختمان می‌رسد. بازار پلاسکو، نه شلوغی خیابان‌هایی که تبدیل به پاساژ شده‌اند را دارد و نه صدای همهمه و هوای گرفته. به لطف سقف بسیار بلند مجتمع و طراحی دایره‌وارش گردش و دیدن ویترین بوتیک‌ها بسیار آسان است. در راهروها هم صندلی‌هایی برای نشستن وجود دارد که فضای تجاری را انسانی می‌کند.

http://www.bananews.ir/

طبقه‌های پایین بیشتر خرده‌فروش هستند. تعداد آدم‌هایی که هم در راهروها دیده می‌شوند، بیشتر است. مردان جوان،‌ زوج‌ها و خانواده‌هایی که برای خرید آمده‌اند. قیمت سرقفلی این مغازه‌ها تا 4.5 میلیارد تومان می‌رسد. دو طبقه بالا اما ویترین‌ها کم‌اهمیت‌تر می‌شوند و سرقفلی یک مغازه 30 متری تا 3 میلیارد تومان بالا می‌رود. روی شیشه اغلب مغازه‌ها نوشته‌اند «تک‌فروشی نداریم». در راهروها هم کارتن‌های بزرگ جلوی دید را گرفته‌اند. می‌گویند بسته‌هایی است که برای فرستادن اجناس به شهرهای دیگر از آن استفاده می‌شود.

با اینکه برج پلاسکو ساختمانی است که استانداردهای بازار سنتی در ایران دهه 40 را تغییر داد،‌ اما بازارهای کاربردی ایرانی را نیز در خودش قبول کرد. می‌گویند بخش عمده حمل و نقل بار حتی در پنج طبقه اول که بیشتر خریداران عادی در آن‌ها رفت و آمد می‌کنند با چرخ انجام می‌شود. یادگاری‌های بازار تهران را می‌شود در همه طبقه‌های پلاسکو دید.

590 واحد تجاری برج را بیشتر فروشنده‌های جوان می‌گردانند. شغلشان یا بوتیک‌داری است یا فروشنده تولیدی هستند. اغلب آنها از تاریخ این ساختمان بیشتر از اینکه «مالک اینجا یک یهودی سرمایه‌داری بود که اعدامش کرده‌اند»، چیزی نمی‌دانند.

از طبقه پنجم به بعد، دنیای دیگری در پلاسکو شروع می‌شود. این بخش ساختمان، کوچک‌تر است و خبری از راهروهای به هم پیوسته نیست. برای رسیدن به این بخش ساختمان، هرچند راه‌پله هم هست اما باید از آسانسور استفاده کرد. اینجا یکی دیگر از بازمانده‌های تاریخی ساختمان را می‌شود دید؛ کارمندهای آسانسور با شیفت‌هایی که هر شش ساعت تغییر می‌کند،‌ نشسته یا ایستاده، از آدم‌ها می‌پرسند که در کدام طبقه کار دارند و دکمه‌ها را برای آنها فشار می‌دهند. یکی‌شان می‌گوید: «اگر من اینجا نباشم ظرف دو روز آسانسور را خراب می‌کنند. روزی 10 هزار نفر با این آسانسورها بالا و پایین می‌روند‌،‌ نمی‌شود کسی مراقبشان نباشد». روی آسانسورها هم با تاکید نوشته‌اند «برای حمل بار استفاده نشود».

مردهایی که با آسانسور در طبقه‌هایی بالایی برج رفت و آمد می‌کنند، خیلی‌هایشان یکدیگر را می‌شناسند؛ یا فروشنده هستند یا کاسب‌هایی که از این ساختمان جنس مغازه‌شان را تهیه می‌کنند. برای بیشتر آنها دیدن یک خانم در اینجا عجیب است. می‌گویند «محیط، مردانه است».

در طبقه‌های بالایی،‌ خبری از اسم‌های عجیب و دکورهای خوش آب و رنگ روی ویترین مغازه‌ها نیست. در هر طبقه کاغذ راهنمایی نصب شده است که مشتری‌ها را به سمت تولیدی‌هایی که سراغشان آمده‌اند راهنمایی می‌کند. راهروها هم پر است از کیسه‌های پلاستیکی بزرگ با آدرس شهرهای دور و نزدیک و جعبه‌هایی که قرار است برای کاسب‌ها ارسال شود و تولیدکننده‌هایی که می‌گویند «از آدرس روی کارتون‌ها عکس نگیرید».

با اینکه در راهروهای برج پلاسکو خبری از علامت‌های «سیگار نکشید» نیست،‌ اکثر فروشنده‌ها برای اینکه مغازه‌هایشان بوی سیگار ندهد،‌ یا کنار پنجره‌های کوچک دو طرف راهروها تجمع می‌کنند یا هم‌نفس مغازه‌دارهایی می‌شوند که در واحدشان پنجره‌ای رو به هوای آزاد دارند.

هر طبقه بسته به تعداد واحدهای تجاری‌اش،‌ یک یا دو نماینده در مجمع ساختمان دارد. در نهایت، با انتخابات، مدیر ساختمان را تعیین می‌کنند و میران شارژ و هزینه‌های جاری ساختمان را برنامه‌ریزی می‌کنند.

http://www.bananews.ir/

در راه‌پله‌هایی که به سبک چند ده سال پیش هنوز موزاییکی است با لبه‌های فلز کوبی شده، کنار سطل آشغال‌های بزرگ در پاگردها،‌ آگهی تهیه لوازم خیاطی،‌ دکمه و مادگی و چیزهای دیگر را می‌شود دید؛ در کنارش، آگهی‌های فروش سرقفلی و مالکیت واحدهاست.

سر و صدای این واحدها بیشتر دور همی مردانه کاسب‌های بدون مشتری است که بازی می‌کنند یا در حال تبادل خبرهای روز با یکدیگر هستند. حرف‌هایشان با تلفن اغلب درباره چک و رسیدن موعدها و گلایه از بدقولی است. مثل همه بازارهای دیگر، می‌شود صدای بعضی‌ها که استرس بیشتری دارند و نگران رسیدن تاریخ‌ها و نرسیدن پول‌ها هستند را تشخیص داد. بعضی مغازه‌دارها هم در قسمت خلوت‌تر برج، صدای موسیقی پاپ را بلند می‌کنند و دو سه تایی چای می‌خورند و از کسادی بازار گله می‌کنند.

از نمای سپید و قرمز سال‌های دور برج پلاسکو و مجسمه عظیم «کانادا درای» نارنجی که برای تبلیغ روی برج پلاسکو نصب کرده بودند، حالا فقط قطعات فلزی منظمی باقی مانده است که از یک طرف نمای برج بیرون زده است؛ با این حال، ساختمان پلاسکو هنوز تا فاصله‌ قابل توجهی از هر طرف، کاملاً دیده می‌شود.

ایسنا - فاطمه کریمخان

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 08 Nov 2015 08:47:43 +0330
نورپردازی برج آزادی توسط هنرمند آلمانی http://www.bananews.ir/report/report2/22873-نورپردازی-برج-آزادی-توسط-هنرمند-آلمانی.html http://www.bananews.ir/report/report2/22873-نورپردازی-برج-آزادی-توسط-هنرمند-آلمانی.html

«فیلیپ گایست» هنرمند آلمانی به دعوت سفیر آلمان در ایران و به مناسبت تاریخ اتحاد دو آلمان شرقی و غربی، نماد تهران را به شکل متفاوت نورپردازی کرد.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.irهنرمند نورپرداز آلمانی درباره این پروژه گفت: این پروژه برای من بسیار خاص است و افتخار می‌کنم که آگاهانه و با استفاده از واژه‌ها و لغت‌ها آن را انجام دهم. «دروازه واژه‌ها» اسم این پروژه است و با واژه‌های انگلیسی، آلمانی و فارسی نورپردازی‌های برج انجام می‌شود.

{jathumbnail off}

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

http://www.bananews.ir/

 

عکس: روح‌اله وحدتی

]]>
گزارشهای تصویری Sun, 04 Oct 2015 11:22:04 +0330
زیباترین تصویر ثبت شده از زمین تاکنون http://www.bananews.ir/report/report2/22107-زیباترین-تصویر-ثبت-شده-از-زمین-تاکنون.html http://www.bananews.ir/report/report2/22107-زیباترین-تصویر-ثبت-شده-از-زمین-تاکنون.html

http://www.bananews.ir/یک ماهواره هواشناسی ژاپنی اخیرا زیباترین تصویر مشاهده شده از زمین را ارائه کرده است.

به گزارش بنانیوز ؛ ماهواره Himawari-8 هر 10 دقیقه یکبار ، یک تصویر از زمین ثبت می‌کند و انتشارات روزنامه نیویورک تایمز از آن‌ها برای ایجاد یک آلبوم زمان‌گذشت از سیاره در هر 24 ساعت استفاده می‌کند.

تصویر روز اول این ماهواره به نمایش یک پرتره زنده از غرب اقیانوس آرام به همراه توفان‌های Chan-hom و Nangka پرداخته که به آرامی به سمت غرب در حال چرخش هستند.

ماهواره Himawari-8 در یک مدار زمین‌ایستا در بالای گینه نو قفل شده و در طول روز 144 تصویر از کل سیاره ثبت می‌کند که سه برابر بیشتر از ماهواره‌های پیشین است.

این تصاویر نشان می‌دهد که چگونه سیستم‌های آب‌وهوایی تکامل یافته و به تولید مدلهای بهتر از جو زمین کمک خواهد کرد.

]]>
گزارشهای تصویری Wed, 15 Jul 2015 07:08:23 +0430