جمعه 29. ارديبهشت 1391

آخرین به روز رسانی: 10:47:07

شما اینجا هستید: گزارش یادداشت هفته

یادداشت هفته

بخش یادداشتهای هفتگی، به منظور انعکاس نقطه نظرات متخصصان و فعالان حوزه ساخت و ساز ایجاد گردیده است و هر هفته در قالب متنی کوتاه به بررسی نکات کلیدی مباحث ساخت و ساز کشور بازگو می شود. کلیه صاحبنظران می توانند نظرات خود را در قالب یادداشتهای کوتاه به دفتر پایگاه ارسال نمایند. یادداشتها باید کوتاه و حداکثر در دو پاراگرافت تنظیم شوند و به یکی از موضوعات مهم عمران، معماری و شهرسازی و همچنین مسائل صنفی مهندسان عمران و متخصصان معماری کشور بپردازند. با توجه به رویکرد پایگاه بنانیوز، یادداشتهای مربوط به شهرستانها و نیز مسائل صنفی در اولویت قرار دارد.

جهت ارسال نقطه نظرات و یادداشتها می توانید از طریق آدرس ایمیل info@bananews.ir اقدام فرمایید.

 

میراث فرهنگی مهم تر است یا قیمت میلگرد

میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 

http://www.bananews.irبنانیوز- کشورهایی که بر روی نقشه فقط به کمک ذره بین قابل مشاهده اند با بزرگ نمایی آثاری حتی متعلق به 100یا 200 سال پیش و در شیپور دمیدن آن اقدام به تاریخ سازی و کهن نمایی خویش دارند و از این طریق نه تنها اقدام به جذب گردشگر که اقدام به وجهه سازی بین المللی می نمایند. ایران با داشتن منابع تاریخی بسیار غنی نه تنها در شناسایی آنها ناتوان است بلکه سودآوریِ عجیب ساخت و ساز باعث شده تا سازندگان، بی شرم و واهمه نسبت به نابودی تاریخی ترین آثار این سرزمین در بافت های تاریخی اقدام نموده و بر ویرانه آنها برج سازی کنند. تنها معترضین این جنایات فرهنگی تشکّل های غیر دولتی بومی مناطق مذکورند که به جز دو سه وبلاگِ کم خواننده ابزاری در دست ندارند. هر روز خبر جدیدی از تخریب یک کاروانسرا، یک کلیسا، یک قلعه و آثاری از این دست در این پایگاه ها منتشر می شود و برای دست اندرکاران صنعت ساختمان هیچ کدام از این اخبار به اندازه قیمت میلگرد اهمیت ندارد. چه کسی باید برای توقف این روند تلاش کند؟

مهندس افشین اجلالی، کارشناس ارشد مهندسی عمران

 

یادداشت دهم: جایگاه مهندسان در جامعه ایرانی!

میانگین امتیار کاربران: / 7
ضعیفعالی 

http://www.bananews.irپنجم اسفند ماه، روز مهندس نامگذاری شده است و قرار است که در این روز ارزش و منزلت مهندسان جامعه گرامی داشته شود. ولی نکته اینجاست که چه کسی قرار است قدر و منزلت ما مهندسان را در جامعه و در میان سایر تخصصها و صنفها حفظ نموده و ارج نهد؟ و اینکه جایگاه ما مهندسان در جامعه چیست و در مقایسه با پزشکان، وکلا، معلمان و دلالان و ... در کجای جامعه قرار داریم؟

ادامه مطلب...

یادداشت نهم: عسلویه

میانگین امتیار کاربران: / 21
ضعیفعالی 

http://www.bananews.irدر گذشته ای نه چندان دور نام "عسلویه" مترادف با اشتغال قشر عظیمی از فارغ التحصیلان رشته های مهندسی و علوم مرتبط، با ارقام دریافتی بسیار بالا بود و اکثر مهندسین کم سابقه چند سالی در این منطقه مشغول کار می شدند تا هم پولی پس انداز کنند و هم تجربه کاری مفیدی به دست بیاورند. منطقه ای تقریبا نوپا که روز به روز در حال گسترش بود و شنیدن نام فازهای آن روزنه امیدی برای دانشجویان فنی کشور بود که می دانستند پس از فارغ التحصیلی، میدان مشترک گازی ایران و قطر تشنه حضور آنهاست. امروز اما هیچ خبری از شکوه سالهای نه چندان دور عسلویه نیست. از درآمد آن سالها هم خبری نیست، و منطقه ای که داشت می رفت تا با جذب سرمایه و نیروی انسانی فراوان به یکی از بزرگترین قطب های اقتصادی منطقه تبدیل شود ناگهان از روی جغرافیای اشتغال تقریبا محو گردید. آیا سرمایه گذاری در چنین پروژه ای برای دولتمردان کشور و سرمایه گذاران مرتبط واقعا غیر اقتصادی بود؟ یا معادلات دیگری رقم خورد؟ دلیل توقف و کند شدن فعالیت های عسلویه هر چه بود ضررش متوجه نیروی متخصص و کاردانی شد که قرار بود نردبان ترقی کشور باشند و حذف این بازار کار عظیم آنان را به ناچار صدها کیلومتر از موطن اصلی شان دور ساخت.

مهندس افشین اجلالی، کارشناس ارشد مهندسی عمران

یادداشت هشتم: دنیای علت و معلول ها...

میانگین امتیار کاربران: / 11
ضعیفعالی 

http://www.bananews.ir این روزها در جامعه ای زندگی میکنیم که در آن دانشجویان بعد از فارغ التحصیل شدن قبل از هر چیز به قبولی در آزمون ورود به حرفه می اندیشند و برای قبولی در آن از مدت ها قبل از اعلام زمان آزمون نوبت آینده، در موسسات آموزشی مختلف اسم می نویسند تا روش های تست زنی خاص را برای موفقیت در این آزمون بیاموزند. شاهدیم تقاضا برای تشکیل اینگونه کلاس ها بعد از کلاس های تست کنکوری، بیش از سایر دوره های آموزشی آموزشگاه ها است. جامعه ای که در آن کلاس های آموزشگاهی از طریق تنها کلاس های تست کنکور (از کنکور کاردانی کارشناسی گرفته تا دکتری) و حتی تست کنکور ورود به حرفه پر رونق شده و در مقابل کلاس های تخصصی به انتظار دانش پژوهانیست که به دنبال دانش واقعی و کاربردی هستند.

در شرایط کنونی، قبولی در آزمون ورود به حرفه برای اکثریت مهندسین ما تبدیل به هدف اصلی شده است به طوریکه این دسته افراد حاضر هستند برای این کلاس ها تا هر اندازه ای هزینه کنند، اما به راستی این هدف تا چه اندازه مادی نگریست؟ تا چه اندازه مهندسین ما داشتن حق امضا را به عنوان یک شغل بی دردسر و با در آمد خوب قبول دارند؟ چرا مهندسین ما کمتر به خود کار آفرینی رغبت دارند؟ در این شرایط جای تعجب ندارد که شاهد باشیم اکثریت مهندسین ما بعد قبولی در آزمون پایه 3 در هر سمینار و کنفرانسی که با امتیاز ارتقا پایه همراه است با حضور در انتهای جلسات آموزشی، مصرانه در تلاش باشند تا پایه های ترقی 2 و 1 را با سرعت بیشتری طی کنند. از همین روست که معضلات ناشی از فروش حق امضا امروزه به امری عادی تبدیل شده است.

تلفن های آموزشگاهی که این روزها کار اصلی آن، جوابگویی در برابر سوالی کلیشه ایست: " آیا در کلاس هایتان مدرک هم به شرکت کنندگان اعطا می شود یا خیر". مدارکی که متاسفانه در حال حاضر ثبت کننده همه هویت مهندسی ما شده اند! آیا از خودمان پرسیده ایم که آیا واقعا نداشتن مدرک مانع از موفقیت و پیشرفت خواهد شد. مدارک جمع شده تا چه اندازه مشخص کننده دانش حقیقی افراد است؟ جامعه ای که در آن مدارج علمی با دریافت مدارک ارزش دار تلقی میشود، مدارکی که حتی بعضا به درخواست شرکت کنندگان بین المللی هم صادر می شوند تا شاید روزی، جایی خارج از این مرز ها هم به کار آنها بیاید. اما واقعا آیا این مسائل که تا این اندازه برای ما در اولویت قرار دارد برای همه کشور ها این اندازه دارای اهمیت است؟ چند درصد از مهندسین ما بین المللی هستند؟چند درصد از مهندسین ما قادر هستند در میان افکار بین المللی جامعه مهندسی پیشرفت داشته باشند؟

پاسخ همه این سوال ها ما را به این نتیجه گیری سوق می دهد که جایی از کار خود ما مهندسین دارای اشکال است که کاری به سیستم آموزشی و کاری فعلی ندارد و البته در این مورد هم جای هیچ شکی نیست که نظام مهندسی کشور نیز به عنوان متولی سازمان دهی، نظم و آموزش مهندسین کشور در این نابسامانی نقش مهمی دارد. به نظر می رسد شواهد خود به وضوح گویای همه آن معضلاتی است که این روز ها از وضعیت ساخت و ساز ها و عدم تعهد کاری مهندسینمان شاهدیم و این نشان از علت و معلولی دارد که همه آن را به خوبی می دانیم اما خوب بدمان هم نمی آید که ما هم ساده ترین گزینه را انتخاب کنیم و به جای ساختن فضای جدید (حداقل برای خودمان و اطرافیانمان)، با این رود هم مسیر شویم.

مجتبی اصغری سرخی-کارشناس ارشد سازه

یادداشت هفتم: محیط زیست مبحث فراموش شده در ساخت و ساز

میانگین امتیار کاربران: / 6
ضعیفعالی 

www.BanaNews.irمحیط زیست به عنوان یکی از گرایش ها و دروس کارشناسی مهندسی عمران به جای آنکه از مهمترین دغدغه های دست اندرکاران ساخت و ساز باشد بالکل از ذهن این طیف از جامعه حذف شده است.

واگذاری واحد های مسکن مهر و پروژه های انبوه سازی و موارد مشابه چنان ذهن معماران این مرز و بوم را درگیر ساخته که از نابودی جنگل ها و رود ها و مرگ گونه های جانوری و گیاهی این مرز و بوم غافل مانده اند. اگر پیش از این در خاموشی رسانه ای، محیط زیست نابود می شد امروز در حالی دریاچه ارومیه درحال خشکیدن و از بین رفتن است که تشکل های غیر دولتی بسیاری اخبار آنرا پوشش داده اند، اما گویی تنها قشری که هیچ اقدامی برای حفظ اقلیم این سرزمین نمی کند همان قشری است که باید مهمترین اقدامات را انجام دهد!

مهندس افشین اجلالی، کارشناس ارشد مهندسی عمران

یادداشت ششم: آیا جامعه‌ی مهندسان در کوزه افتاده ‌است؟

میانگین امتیار کاربران: / 8
ضعیفعالی 

(بخش دوم یادداشت درباره‌ی آزمون بزرگ جامعه‌ی مهندسان)

http://www.bananews.irدر سومین یادداشت هفتگی بنانیوز نوشتم که تشكيل «سازمان نظام پيمانكاري» آزمونی است بزرگ در برابر جامعه‌ي مهندسان صنعت احداث. در آن یادداشت با ارجاع خوانندگان محترم به نشانی http://halaj.blogfa.com/post-72.aspx از شرح پیشینه‌ی موضوع خودداری کردم و با ذکر اینکه ماههاست بحثهای گاه عالمانه و گاه برافروخته در اینباره درگرفته‌است، به نقد روش‌شناختی این بحثها پرداختم.

در نخستین یادداشت هفتگی بنانیوز، آقای مهندس اجلالی با ذکر اینکه هیچ آهنگری در دانشگاه فیزیک تدریس نمی‌کند و عواقب انجام جراحی قلب توسط فروشندگان فرش بر همه آشکار است، اضافه‌ کرده‌بود ؛ ولی صحبت از صنعت ساختمان که به میان می‌آید «همه اهل شهر صنعتگرند» و سادگی ظاهری صنعت ساخت و ساز باعث‌شده تمام اقشار جامعه ساختمان‌ساز باشند و علیرغم شیک شدن ساختمانها، ایرادات بسیار جزیی که صرفاً از نادانی صاحبکار ناشی می‌شود در آینده بسیار نزدیک هزینه‌های گزافی بر استفاده‌کنندگان تحمیل خواهد‌کرد.

اکنون اگر دو یادداشت هفتگی یادشده را همراه یکدیگر ببینیم و بیاندیشیم، باید بگوییم:

آیا شایسته است که فروشندگان فرش بگویند ما قلب بقیه‌ی مردم را جراحی نمی‌کنیم، اما قلب زن و فرزند خودمان را که حق داریم جراحی‌کنیم؟ آیا شایسته است که نانوایان بگویند دست کم طراحی سازه‌ی نانواییها را به خود ما نانوایان بسپارید؟ یا آیا شایسته است که آهنگران، صافکاری و مکانیکی موتور خودروی خودشان را انجام‌دهند؟ یا ...

اما وقتی که بحث حل و فصل مشکلات حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهندسان و طرحهای عمرانی پیش‌می‌آید، گویا ما مهندسان «همه فن حریف» هستیم و سادگی ظاهری حرف‌زدن در تمامی این تخصصها، باعث‌شده ما مهندسان که معمولاً هم آدمهای باهوشی هستیم، در تمام این موارد بخواهیم حرف آخر را خودمان بزنیم و فراموش‌کنیم که علیرغم آسان و هیجان‌انگیز بودن صحبت در این امور و جالب و جذاب بودن نوشتن درمان آنها روی کاغذ شطرنجی، احتمال دارد که چنین ورودهای شتابزده و غیرتخصصی، در آینده هزینه‌های گزافی به جامعه تحمیل‌‌کند.

گویا در مواردی مانند تأسیس سازمان نظام پیمانکاری، متخصصان دیگر رشته‌ها باید به ما مهندسان بگویند: حوصله‌کنید و حوزه‌ی خود بشناسید.

گویا این بار، خیاط در کوزه افتاده‌ است.

مهندس شهرام حلاج - مشاور و پژوهشگر نظام فنی اجرایی