http://www.bananews.ir/
Back شما اینجا هستید: خانه گزارش گزارش تحلیلی

گزارشهای تحلیلی

شهرداری با جدیت دلیل فرونشست‌های تهران را پیگیری کند

http://www.bananews.ir/نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با تأکید براینکه شهرداری باید با جدیت دلیل فرونشست‌های تهران را پیگیری کند گفت: فرونشست‌ها را نباید بنا به دلایل مطرح چون نشست گاز یا ترکیدن لوله آب رها کرد، این فرونشست‌ها می‌تواند هشداری باشد لذا باید مدیریت بحران پایتخت به آن توجه خاص داشته باشد.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir به نقل از خانه ملت پروانه مافی نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه کارشناسان معتقدند فرونشست اخیر در خیابان ولیعصر در محدوده پارک‌وی، ناشی از اشکال به وجود آمده در منبع آب خصوصی بوده است، تصریح کرد: گفته شده منبعی که در حدود پنجاه سال پیش آب قنات‌ها را در خود جمع می‌کرده دچار مشکل و نهایتا فرونشست زمین شده است، این اتفاق در این صورت می‌تواند حادثه موردی و خاص درنظر گرفته شود اما با توجه به فرونشست‌های اخیر در سایر مناطق غربی و جنوبی باید به این موضوع توجه جدی شود.

وی افزود: شهرداری باید با جدیت نسبت به بررسی علل فرونشست‌های اخیر تهران کارهای کارشناسی کند، خوشبختانه فرونشست‌ها منجر به تلفات جانی حین حادثه نشده که البته این موضوع نباید دلیلی برای عدم پیگیری باشد.

مافی در واکنش به اظهار نظر برخی از کارشناسان مبنی بر اینکه فرونشست‌ها مقدمه حادثه بزرگ خواهد بود، گفت: قضاوت در این زمینه سخت بوده و نیازمند تخصص است اما در هر حال برای جلوگیری از وقوع حادثه بزرگ، شهرداری باید بخش مدیریت بحران خود را تقویت کند و به مطالعات خود سرعت بخشد.

این نماینده مردم درمجلس شورای اسلامی، تاکید کرد: فرونشست‌ها را نباید بنا به دلایل مطرح چون نشست گاز یا ترکیدن لوله آب رها کرد، این فرونشست‌ها می‌تواند هشداری باشد لذا باید مدیریت بحران پایتخت به آن توجه خاص داشته باشد.

نایب رئیس کمیسیون شوراها وامور داخلی کشور در مجلس شورای اسلامی، با یادآوری اصلاح قانون مدیریت بحران تحت عنوان لایحه حوادث غیرمترقبه، گفت: این لایحه که در کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور مجلس در حال بررسی است می‌تواند در موارد مذکور منجر به همکاری و هماهنگی گسترده سازمان‌های مربوطه و تاثیر بسزایی در مدیریت بحران شود.

 

پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

معمای تلفات صفر زلزله ۶/۷ ریشتری ایتالیا چیست؟/ میزان تاب‌آوری شهرهای ایران در برابر زمین‌لرزه شدید چقدر است؟

http://www.bananews.ir/استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله ضمن پاسخ به معمای «تلفات صفر» در زلزله شدید ایتالیا گفت: آسیب‌پذیری شهرهای کشور ما در برابر زلزله به مراتب بیشتر از ایتالیا و تاب‌آوری شهرهای ما در برابر زمین‌لرزه به مراتب پایین‌تر از مناطق شهری زلزله‌خیزترین کشور اروپا است.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir مهدی زارع استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله با تشریح سه دلیل عمده و موثر در آمار صفر تلفات جانی در زلزله دو روز پیش شهر «نورچیا» واقع در ۱۴۰ کیلومتری شمال شرق رم، پایتخت ایتالیا اعلام کرد: بزرگ‌ترین زلزله ۳۶ سال اخیر در لرزه‌خیز‌ترین کشور اروپایی با بزرگای ۷/ ۶ ریشتر اتفاق افتاده که به رغم گذشت ۴۸ ساعت از وقوع آن، بر مبنای گزارش منابع رسمی خبری ایتالیا، تاکنون حتی یک مورد تلفات جانی –کشته شده – نداشته است.

این در حالی است که زلزله دو روز پیش نورچیا خسارت زیادی به ساختمان‌ها و فضاهای شهری وارد کرده است؛ طوری که بسیاری از منابع رسمی در گزارش‌های خود از وضعیت این شهر بعد از وقوع زلزله اعلام کردند که این شهر با خاک یکسان شده است. این موضوع نشان می‌دهد مقاومت فیزیکی این شهر عامل تلفات جانی صفر ناشی از زلزله اخیر در نورچیا نبوده است. استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله در تشریح سه دلیل عمده به صفر رسیدن تلفات جانی در این زمین‌لرزه به «دنیای‌‌اقتصاد» اعلام کرد: از آنجا که زلزله صبح یکشنبه نورچیا سومین زمین‌لرزه شدید این منطقه طی دو ماه اخیر بوده است، وقوع این زمین‌لرزه چندان موجب غافلگیری شهروندان این شهر و در نتیجه بروز تلفات سنگین نشده است.

وی ادامه داد: به عبارت دیگر، در نتیجه وقوع دو زمین‌لرزه شدید دیگر در این منطقه طی حدود ۶۰ روز گذشته، یک مهاجرت سریع جمعیت و تخلیه فوری ساکنان از این شهر قبل از وقوع زلزله دو روز پیش اتفاق افتاده بنابراین در شرایطی که بخش زیادی از جمعیت این شهر در زمان وقوع زلزله اخیر در شهر حضور نداشته‌اند، اولین عامل موثر در تلفات صفر زلزله شکل گرفته است.

این در حالی است که شهر نورچیا در حالت عادی نیز شهری کم‌جمعیت است که از تراکم جمعیت زیادی برخوردار نیست و بنابراین طبیعی است در شرایطی که تراکم جمعیت در شهر کم باشد تلفات زلزله نیز به مراتب کمتر از حالتی است که زمین‌لرزه در شهری پرجمعیت اتفاق می‌افتد. زارع سومین علت به صفر رسیدن تلفات جانی زلزله دو روز پیش نورچیا را وقوع این زمین‌لرزه در ساعات صبح و در زمان هوشیاری مردم می‌داند؛ از آنجا که این زلزله در ساعات صبح اتفاق افتاده؛ بنابراین اغلب مردم در حالت هوشیاری و بیداری بوده‌اند بنابراین طبیعی است در چنین ساعاتی تلفات زلزله به مراتب کمتر از حالتی است که زلزله در ساعات نیمه شب رخ می‌دهد.

همین عامل موجب شده شهروندان این شهر سریعا نسبت به زلزله عکس‌العمل نشان دهند و در کوتاه‌ترین زمان در نقاط امن شهر مستقر شوند. این در حالی است که زلزله یکشنبه ایتالیا می‌توانست به دلیل شدت بالا – ۷/ ۶ ریشتر – تلفات بعد از زلزله را به همراه داشته باشد، اما آمادگی حداکثری سیستم مدیریت بحران ایتالیا در نتیجه تجربه بالای متخصصان زلزله این کشور به دلیل مواجهه با زمین‌لرزه‌های متعدد باعث شد دستگاه‌های امداد و نجات بتوانند بلافاصله وارد عمل شده و مانع از بروز تلفات جانی ناشی از باقی ماندن شهروندان زیر آوار بعد از وقوع زلزله شوند.

وی ادامه داد: زلزله اخیر ایتالیا بر اثر تحرک گسلی به طول تقریبی ۱۵۰ کیلومتر در حوالی شهر نورچیا اتفاق افتاده است که این گسل از سال ۱۹۹۷ تا ۴۸ ساعت گذشته، ۵ زلزله شدید با بزرگای بیش از ۶ ریشتر را موجب شده است. این زلزله‌ها در سال‌های ۱۹۹۷ با ۱۰۰ کشته، ۲۰۰۹ با ۳۰۰ کشته و اوت ۲۰۱۶ با ۳۰۰ کشته، در مجموع حدود ۷۰۰ نفر تلفات جانی بر جا گذاشته‌اند. این در حالی است که زلزله دو روز پیش شهر نورچیا، بعد از زلزله ۹/ ۶ ریشتری منطقه «ایرپینا» در سال ۱۹۸۰ شدید‌ترین زلزله ۳۶ سال اخیر بوده است.

زارع همچنین اعلام کرد: زمین‌لرزه نورچیا را از نظر بزرگای زلزله –۷/ ۶ ریشتر – می‌توان با زلزله ۵/ ۶ ریشتری شهر بم مقایسه کرد که در آن از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت ساکن این شهر حدود ۲۶ هزار نفر کشته شدند. این در حالی است که در زلزله مخرب سال ۹۱ ورزقان واقع در آذربایجان شرقی که از نظر جمعیت وضعیتی تقریبا مشابه شهر نورچیا –تراکم جمعیتی پایین – داشت، حدود ۳۰۰ نفر کشته شدند.

زارع تاکید کرد: این موضوع نشان می‌دهد آسیب‌پذیری شهرهای کشور ما در برابر زلزله به مراتب بیشتر از ایتالیا و تاب‌آوری شهرهای ما در برابر زمین‌لرزه به مراتب پایین‌تر از مناطق شهری زلزله‌خیزترین کشور اروپا است.

دو روز پیش در شهر نورچیا واقع در ایتالیا در حالی به دلیل تلفات صفر این زلزله شدید، خبرساز شده است که تاکنون آمار بالای تلفات جانی و سایر خسارت‌ها عامل خبرساز شدن زمین‌لرزه‌های مهم دنیا محسوب شده است.

 

 

دنیای اقتصاد

بحران‌های طبیعی و انسان‌ساخت، دو عامل تهدید کننده بقای تهران

http://www.bananews.ir/سید اویس ترابی(راهبر طرح تحقیقاتی احیای شهر تهران)گفت: آنچه بقای شهر تهران را تهدید می‌کند، شامل دو گونه بحران‌های طبیعی و تهدیدهای انسان‌ساخت است. بحران‌های طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشفشان، خشک‌سالی و... است. حال آنکه تهدیدهای انسان‌ساخت، عناوینی مانند خرابکاری، جنگ، خطای انسانی، تروریسم، خطاهای مهندسی و... را به خود اختصاص می‌دهد. تاب‌آوری شهر تهران در برابر تک‌تک یا ترکیبی از بحران‌ها و تهدیدهای فوق، پایداری شهر را رقم زده و مسئله با اهمیتی در طراحی و توسعه شهر به شمار می‌آید.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir)؛ به نظر می‌رسد توسعه شهری تهران، به سمتی پیش رفته که آن را از حالت تعادل پایدار خارج کرده و تاب‌آوری آن زیر سؤال است. تهران، چه در زمینه بحران‌های طبیعی و چه در زمینه تهدیدات انسان‌ساخت شهری، تاب‌آور نیست.

تهدیدهای طبیعی

شهر تهران در زمینه بحران‌های طبیعی، تاب‌آور نیست؛ چراکه توسعه آن مبتنی بر جغرافیای سرزمین نبوده است. به عبارتی در توسعه این پهنه ٧٠٠کیلومترمربعی، توجهی به زون‌های مختلف آن شامل کوهستان، پهنه مخروط افکنه‌ای شمیرانات و دشت تهران، نشده و نقش‌آفرینی آنها در برنامه‌ریزی سرزمینی، مغفول مانده است. گسل‌های اصلی و فرعی، منابع آب سطحی و زیرزمینی سرزمین، تفاوت سازندها در بخش‌های مختلف سرزمین، اقلیم خُرد سرزمین در بخش‌های مختلف آن، گونه‌های مختلف حیات وحش طبیعی مختص این اقلیم‌ها، جریان‌های هوایی محلی و سینوپتیک و... در شهرسازی تأثیرگذار نبوده‌اند. به عبارتی دیگر، کل این پهنه ٧٠٠کیلومترمربعی که به لحاظ جغرافیایی، ناهمگونی دارد، مانند پیکره‌ای یکسان و با یک الگوی مشابه توسعه یافته و شکل گرفته است.

درباره زلزله و آمادگی برای مدیریت بحران پس از وقوع آن، فعالیت‌های زیادی انجام شده است؛ اما تاکنون بافر گسل‌های اصلی شهر تهران روی نقشه‌های شهرسازی پیاده نشده و ضوابط ساخت‌وساز درخصوص آنها اعمال نشده است. بنابراین محدودیت‌ها و ضوابط ساخت در حریم گسل‌های اصلی، رعایت نشده و تاب‌آوری شهر در هنگام زلزله فقط با مقاوم‌سازی ابنیه در برابر زلزله حاصل نخواهد شد. در سابقه سه‌ونیم قرن سپری‌شده برای شهری‌شدن تهران (پیش از دوره پهلوی دوم)، تهدید سیل ناشی از سیل ناگهانی همواره مهم‌ترین تهدید نقش‌آفرین در تعیین فرم شهری آن بوده است؛ اما در ربع قرن گذشته، توسعه شهری تلاش داشته به پیروی از رویکرد مدرنیزاسیون، با تغییر فرم سرزمین، به مقابله با این تهدید بپردازد و شهرسازی از مکانیسم طبیعی جغرافیای سرزمین در مدیریت سیل آن، فاصله می‌گیرد. تکرار تلفات جانی و مالی در سیل‌های اخیر شهر تهران، نشان از توفیق‌نیافتن توسعه شهر تهران در این رویکرد بوده است.

به نحوی که وقوع سیل واریزه‌ای که جزء مکانیسم سیل‌خیزی این شهر است، کماکان تهدید جدی برای شهر محسوب می‌شود. همان‌گونه که در گذشته نیز بارها این پدیده روی داده و مثال‌های بارز آن در سیل سال ١٣٦٦ گلابدره و سیل سال‌های ١٣٣٣، ١٣٧٤ و ١٣٩٤ رودخانه کن، حاکی از تلفات جانی و مالی درخور توجهی بر اثر رخداد سیل واریزه‌ای بوده است. اقلیم خُرد در معماری شهری رعایت نشده است. معماری ساخت‌وساز در محله تجریش با بارندگی بیش از ٤٠٠ میلی‌متر در سال و متوسط دمای ١٤ درجه سانتی‌گراد (اقلیم نیمه‌خشک)، مشابه معماری محله نازی‌آباد با بارندگی کمتر از ٢٠٠ میلی‌متر در سال و دمای متوسط ١٦ درجه سانتی‌گراد (اقلیم خشک) است. تنها به این نکته دقت شود که به ازای یک درجه سانتی‌گراد تغییر در دمای متوسط، تأثیرات چشمگیری در مدیریت مصرف انرژی اعمال خواهد شد و توجه‌نکردن به تفاوت اقلیم‌های خُرد در شهرسازی و معماری شهر تهران، تلفات انرژی شایان توجهی را به همراه داشته است.

نکته درخور توجه در مثال‌های فوق، این است که دستیابی به الگوی تاب‌آور فرم شهری در برابر بحران‌های طبیعی، در گرو شناخت جغرافیای سرزمین و رعایت پتانسیل آن در شهرسازی است. نمی‌توان به مدد تکنولوژی، جغرافیای طبیعی سرزمین را تحت سلطه درآورد و در برابر تهدیدهای طبیعی آن سرزمین در امان بود.

تهدیدات انسان‌ساخت

منابع آب در دسترس این سرزمین جوابگوی نیاز بیش از ٢,٥‌میلیون نفر نیست. حال آنکه این خطای برنامه‌ریزی در مدیریت‌نکردن جمعیت شهر تهران، باعث دست‌اندازی به منابع آب حوزه‌های آبریز مجاور (فیروزکوه، طالقان، کرج و...) شده است. به عبارتی دیگر، انتقال آب حوزه‌های آبریز دیگر، علاوه بر آسیب بر برنامه‌ریزی سرزمین‌های یادشده، پایداری منابع آب در دسترس شهر تهران را متزلزل کرده است. در صورت مدیریت‌نکردن جمعیت و تقاضای آب، بحران تأمین آب شرب یکی از تهدیدهای درخور توجه در شرایط عادی، به‌ویژه در ترکیب با وقوع بحران‌های طبیعی، خواهد بود. بنابراین تاب‌آوری شهر تهران به لحاظ منابع آب شرب در دسترس، به‌شدت آسیب دیده است. از طرفی ماتریس خاک شهر تهران به دلایل زیر آسیب‌دیده و مسئله دار است:

سکونت در دشت تهران پیش از ٤٠٠ سال پیش به صورت غیررسمی و در فضاهای ایجادشده در زیرزمین بوده است. بقایای این سکونت غیررسمی در زیر شهر، باعث ایجاد فضاهای خالی ناشناخته و پراکنده در بافت خاک آن شده است.

متروکه‌شدن بیش از ٣٠٠ رشته قنات باقیمانده از دوره قاجاریه در پهنه‌های مختلف این سرزمین و ناشناخته‌بودن مسیر اکثر آنها در نقشه‌های شهرسازی، باعث ایجاد فضاهای خالی همراه با آب زیرسطحی در ماتریس خاک این شهر شده است.

در توسعه شهر از زمان پهلوی اول تاکنون، پرکردن خندق‌های قدیمی و دره‌های طبیعی با خاک‌های دستی و مسئله‌دار، الگوی استحصال زمین برای ایجاد خیابان‌ها (مانند خیابان مصطفی خمینی) و گاهی شهرک‌های مسکونی (مانند شهرک‌های بوعلی و مجلس) شد. به‌دلیل پیاده‌نشدن این پهنه‌ها در نقشه‌های شهرسازی، شهر روی ماتریس خاک‌های مسئله‌دار و ناهمگون در پهنه‌های مختلف توسعه‌یافته است.

به‌دلیل فرسوده‌بودن شبکه آب‌وفاضلاب شهری و ساخت آن در خاک مسئله‌داری که در بندهای قبلی اشاره شد، جای‌جای این شهر را با اجزای آسیب‌دیده شبکه و نشت آب‌وفاضلاب به خاک زیرسطحی مواجه کرده است. به عبارتی نقاط مختلف شهر تهران را می‌توان به وجود بمب‌های ساعتی تشبیه کرد که با فراهم‌شدن شرایط، آماده انفجار هستند. خطاهای مهندسی در ساخت‌وساز شهری روی این خاک‌های مسئله‌دار بدون اعمال مباحث بهسازی آن، پتانسیل رویدادهای خطرآفرین مانند شکست در سازه را افزایش داده است.

توسعه زیرساخت شهری مانند شبکه مترو، شبکه تونل‌های ترافیکی، شبکه آب‌وفاضلاب و شبکه‌های توزیع انرژی (نفت، گاز و برق)، بدون توجه به مسئله‌دار بودن ماتریس خاک تهران، این شهر را در برابر ترکیب وقوع تهدیدهای طبیعی و انسان‌ساخت، کاملا آسیب‌پذیر کرده است. از دیگر خطاهای مهندسی و خطاهای انسانی، می‌توان به برداشت بی‌رویه از آب زیرزمینی در مناطق جنوبی دشت تهران اشاره کرد که باعث فرونشست زمین در دشت ورامین و نقاط پیرامون آن شده است. فرونشست زمین و بسته‌شدن خلل‌وفرج ماتریس خاک، علاوه بر اینکه باعث آسیب بر تأسیسات سطحی می‌شود، با آسیب آبخوان و ازدست‌رفتن حجم مفید آن برای ذخیره آب‌های زیرزمینی، در آینده مشکلات بازگشت‌ناپذیری ایجاد خواهد کرد. مباحث مطرح‌شده در این نوشتار کوتاه، اشاره‌هایی بود بر آسیب‌های وارده بر تاب‌آوری شهر تهران در زمان وقوع بحران‌های طبیعی و تهدیدهای انسان‌ساخت. بنابراین لازم است با بازنگری جغرافیای این سرزمین و شناخت موشکافانه از اشتباهات مهندسی گذشته در جای‌جای این پهنه، برنامه‌ریزی لازم برای آغاز اقدامات اصلاحی بلندمدت صورت بگیرد.

 

پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

چهار+یک خطر پیش روی پایتخت

http://www.bananews.ir/کارشناسان می‌گویند گسل‌های سه‌گانه، جهش احتمالی قیمت مسکن، آلودگی هوا و تراکم به عنوان خطرات سنتی و فرونشست زمین به عنوان خطر نوین، کلان‌شهر تهران را در معرض تهدید قرار داده است.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir)؛ وقوع سه حادثه در فاصله زمانی کمتر از سه ماه در شهر تهران؛ انفجار در شهران به علت فرونشست زمین و نشت گاز (۲۸ خرداد)، فرونشست زمین در خیابان پیامبر (ص) (۱۱ شهریور) و انفجار تاسیسات برق در محله ستارخان (۱۴ شهریور) آن هم در یک موقعیت جغرافیایی خاص (شمال غرب) آژیر خطر را برای پایتخت‌نشینان به صدا درآورد. با این حال بعد از گذشت فقط چند روز از آخرین حادثه و یک دوره کوتاه غلیان هیجانات و احساسات، اوضاع عادی شده است. انگار برای کسی مهم نیست که «چنارستان» حالا بجز خطر زلزله مقام اول جهان را در فرونشست زمین به خود اختصاص داده است.

با این‌که تونل مترو می‌تواند در دسترس‌ترین متهم دو حادثه از سه حادثه اخیر باشد، به نظر می‌رسد واکاوی علل حادثه به سرنخ خطرات گسترده‌تر و پایدارتری می‌رسد؛ یکی از این سرنخ‌ها سست شدن خاک تهران است. خشکسالی و برداشت نامتعارف آب از چاه‌های غیرمجاز، علاوه بر خشک شدن دیگر چاه‌ها و مشکل در تامین آب شرب باعث فرونشست زمین در دشت ورامین و دشت تهران، کرج و شهریار شده است، مناطقی که تا پیش از این قطب کشاورزی در منطقه به حساب می‌آمدند. به دلیل نابودی آب‌خوان‌ها دشت ورامین با وسعتی بالغ بر ۷۰۰ کیلومتر مربع، در سه ناحیه فرونشست زمین داشته که با توجه به نزدیک بودن راه‌آهن تهران - مشهد به این اراضی این تاسیسات در معرض خطر هستند. علاوه بر این، با ادامه روند فرونشست‌ها تخریب مناطق مسکونی، تاسیسات شهری و خطرات جانی و مالی را در پیش خواهیم داشت.

در حالی که هنوز علت حادثه شهران که ۲۸ خردادماه سال جاری روی داد و در آن ریزش و نشست زمین باعث ترکیدگی لوله گاز و انفجار شد، به‌صورت کامل مشخص نشده است؛ ظرف کمتر از سه ماه دومین حادثه با ظاهری مشابه بازهم در غرب تهران اتفاق افتاد. مدیران شهرداری تهران در اولین دقایق بروز حادثه ظهر پنجشنبه درباره علت وقوع حادثه اعلام کردند که نشت آب ناشی از خطوط اصلی قدیمی و فرسوده علت حادثه بوده است و نشست زمین در خیابان پیامبر ربطی به حفاری تونل مترو ندارد. اما پرورش مدیرعامل آبفای تهران چنین نظری ندارد و می گوید به طور قطع می‌توان گفت که این موضوع هیچ ارتباطی با مسئله آب نداشته و دو لوله ۵۰۰ و ۱۵۰ میلیمتری این منطقه کاملاً سالم هستند.

حادثه خیابان شهران نیز در بالای سر تونل در دست احداث برای خط شش مترو رخ داد. تحقیقات در مورد علت وقوع حادثه شهران که در ساعات اولیه بامداد روز جمعه ۲۸ خردادماه سال جاری با صدای انفجار لوله گاز همراه شده بود، چند ماه ادامه داشت تا اینکه معاون وزیر کشور و رئیس سازمان مدیریت بحران چند روز قبل از حادثه نشست زمین در خیابان پیامبر با استناد به نتایج به‌دست آمده از سوی گروه‌های تحقیقاتی مختلف درباره علت بروز حادثه شهران، مترو تهران را عامل اصلی وقوع حادثه و در نهایت ترکیدگی لوله گاز معرفی کرد. اسماعیل نجار با اشاره به اینکه بافت خاک در محدوده خیابان شهران از چسبندگی کافی برخوردار نبوده و حفر تونل مترو باعث فروریزش خاک شده گفت: همین امر نیز سبب فشار به لوله گاز، آب و کابل‌های انتقال برق شده و در نهایت منجر به گسستگی در این خطوط و حریق شده است. او درباره ادعای مدیریت شهری مبنی بر وجود مغار در محدوده منطقه شهران تاکید کرده بود اگر هم وجود مغار عامل اصلی ریزش خیابان در محدوده شهران باشد سوال اینجاست که چرا پیش از آغاز عملیات حفاری مترو، این مغار شناسایی نشده است.

دقیقا سه روز بعد از حادثه خیابان پیامبر (ص)، مرکز توزیع برق ستارخان طرشت دچار حادثه و برق این منطقه قطع شد که به گفته مدیر عامل شرکت برق منطقه‌ای تهران علت اصلی این حادثه برخورد بیل مکانیکی شهرداری با کابل برق فشارقوی بوده است. با این که حادثه ۱۴ شهریور به فرونشست زمین ارتباطی نداشت، ریسک خطرپذیری زندگی در شهر تهران را نمایان کرد و یک بار دیگر بر عدم امنیت زیرساخت‌ها صحه گذاشت. پس از آن‌هم که حادثه ریزش تونل مترو در کیانشهر بر این ریسک افزود.

تهدید دیگر که زیر پای تهران خودنمایی می‌کند قرار داشتن چهار گسل شمال، مشاء، ری و پیشوا در پهنه شهر تهران است که فقط فعال شدن یکی از آنها برای وقوع هر فاجعه‌ای در تهران کافی است. مثلا گسل شمال تهران، از ناحیه شهری کل مناطق شمالی شهر تهران و در ادامه، از پهنه مسکونی جنوب شهر کرج عبور می‌کند و هم‌اکنون بخش‌هایی از منازل مسکونی رو یا در فرادیواره این گسل ساخته شده یا در مناطق ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۲۱ و ۲۲ شهرداری تهران در حال ساخت است، همچنین نزدیکی گسل مشاء به ناحیه شمال و شمال‌شرقی تهران و عبور آن از حدود ۳۶کیلومتری شمال‌شرق این شهر در تلاقی با گسل شمال تهران در محل روستای کلان و در نهایت وجود گسل‌های ایوانکی، شمال و جنوب ری و کهریزک و خطواره‌های مهم ساختاری در ناحیه جنوب و جنوب‌غربی تهران، مشخص می‌کند که پهنه شهری کنونی در معرض گسیختگی مستقیم گسلش زمین‌لرزه‌ای واقع بوده یا در نزدیکی پهنه‌های لرزه‌زا قرار دارند. از سوی دیگر ساخت‌وساز در حریم گسل‌های فعال در محدوده شهری کرج بزرگ، مارلیک، ماهدشت نیز در حال انجام است.

با وجود چنین خطراتی و اذعان معاون وزیر راه و شهرسازی مبنی بر این‌که زیست‌پذیریدر تهران به شدت پایین است، بافت‌های فرسوده، ناکارآمد و حتی بافت‌های جدید شهر تهران به شدت در برابر حوادث آسیب‌پذیر هستند؛ تا جایی که یک کارشناس ایمنی ساختمان می‌گوید: حوزه بافت فرسوده یکی از دغدغه‌های شهر تهران است اما واقعیت این است که تاب‌آوری ساختمان‌های جدیدالاحداث هم اصلا خوب نیست و به جرأت می‌توان گفت عمر ساختمان‌های جدید به ۳۰ سال هم نخواهد رسید؛ در حالی که متوسط عمر استفاده از ساختمان در جهان ۹۰ سال است.

جواد نوفرستی، ایجاد مدیریت واحد شهری را ضروری می‌داند و معتقد است: در حال حاضر شاهد کمترین هماهنگی بین دستگاه‌های خدمات‌رسان همچون شهردرای، اداره برق، گاز، آب، مخابرات و غیره با یکدیگر هستیم. مثلا شهرداری، خیابانی را آسفالت می‌کند و در عرض کمتر از یک ماه دستگاه‌های دیگر برای ایجاد خدمات آب، برق و گاز و موارد این‌چنینی، آسفالت را تخریب می‌کنند؛ زیرا هیچگونه هماهنگی بین این دستگاه‌ها وجود ندارد.

در این شرایط که دستگاه ها حاضر نیستند در ساده‌ترین خدمات با یکدیگر هماهنگ باشند، ایجاد مدیریت واحد کمی خوشبینانه به نظر می‌رسد. بعد از حادثه شهران، دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری نامه‌ای به وزیر کشور و دبیر هیات دولت ارسال کرد که تمهیدات ۱۲ گانه ای برای جلوگیری از بحران‌های مشابه را نشان می‌داد؛ با این حال در این نامه بر ایجاد وحدت رویه در مدیریت کلان‌شهر تهران اشاره چندانی نشد.

یکی از مهم‌ترین مولفه‌های اثرگذار بر ایجاد ارزش افزوده در محله‌های یک شهر، امنیت است. اما با وجودی که شهر تهران حداقل از جنبه‌ی زیرساختی نمره قابل قبولی در این زمینه ندارد، قیمت مسکن در این کلان‌شهر با کلان‌شهرهای مشابه برابری می‌کند و حتی از بسیاری شهرها در کشورهای منطقه بالاتر است.

رییس انجمن انبوه‌سازان تهران در واکاوی علت این مساله، تجمیع امکانات، اشتغال و منابع در پایتخت را دلیل این مساله می‌داند. حسن محتشم در گفت‌وگو با ایسنا یادآور می‌شود: قبل از انقلاب جمعیت شهرنشین کل کشور حدود ۳۰ درصد بود و الان به بیش از ۷۰ درصد رسیده است. جمعیت تهران نیز در شب ۸ میلیون نفر و در روز ۱۳ میلیون نفر است. این افزایش جمعیت که از مهاجرت بی‌رویه از شهرهای کوچک و روستاها به تهران نشأت گرفته، متراکم شدن بیش از ظرفیت تهران را منجر شده است.

وی افزود: ترافیک، آلودگی هوا و برداشت بی‌رویه از منابع آبی، زیست‌پذیری تهران را به شدت پایین آورده و اگر دولت در شهرهای کوچک و کم جمعیت امکانات کار ایجاد نکند جمعیت تهران روز به روز بیشتر و وضعیت زندگی در تهران که در خشکی محصور است و منابع آبی بسیار ناچیزی دارد بحرانی‌تر می‌شود. از سوی دیگر انباشت تقاضای مسکن در آینده نزدیک باعث جهش مجدد قیمت مسکن خواهد شد.

تهران تا چه اندازه دیگر ظرفیت پذیرش جمعیت دارد؟ این سوالی است که رییس انجمن انبوه‌سازان تهران در پاسخ به آن می‌گوید: تهران دیگر گنجایش ندارد و به همین دلیل نباید خانه‌سازی جدید در این شهر انجام شود. البته ساختمان‌های فرسوده باید نوسازی صورت گیرد اما تراکم‌فروشی بلای جان تهران شده است. هرچقدر به تهران ارتفاع و طبقات تشویقی بدهیم باز هم جمعیت جذب می‌شود اما شهرداری که تراکم‌فروشی را به عنوان منبع درآمد خود نگاه می‌کند باید این رویه را کنار بگذارد.

به گفته محتشم، تهران از حالت مسکونی به حالت تجاری تغییر ماهیت داده است. در این میان حقوق شهروندی از بین می‌رود؛ زیراشهرداری می‌خواهد هزینه‌های خود را از طریق فروش پروانه‌های ساختمانی تامین کند. دیگر در تهران کمتر محله‌ای را می‌توان یافت که محل صرف برای سکونت باشد بلکه پایتخت به یک شهر کاملا تجاری تبدیل شده و آرامش زندگی شهروندی دارد کمرنگ می‌شود.

 

ایسنا

جای خالی فرهنگ در نظام ساخت و ساز

http://www.bananews.ir/حامد خانجانی"کارشناس ارشد مدیریت ساخت": کارشناس ارشد مدیریت ساخت در یادداشتی ساخت و سازهای شهری را از وجوه مختلف اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد و در این یادداشت بر جای خالی فرهنگ در نظام ساخت و ساز انتقاد کرد.

به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir)؛ ساخت‌و‌سازهای شهری وجوه مختلفی از مسائل اجتماعی و اقتصادی را شامل می‌شود. سازمان‌های دولتی، انجمن‌های حرفه‌ای و عوامل اجرایی مختلفی در این عرصه فعالیت می‌کنند: وزارتخانه‌های راه‌و‌شهرسازی و کشور، استانداری‌ها، شهرداری‌ها، سازمان‌های نظام مهندسی ساختمان؛ انجمن‌هایی همچون انجمن مشاور طراح و ناظر، انجمن سازندگان مسکن و ساختمان و اشخاصی مانند ماموران شهرداری، مهندسان، سازندگان، مالکان زمین و سرمایه‌گذاران ساخت. میزان سرمایه‌گذاری‌های بخش خصوصی در ساخت‌و‌ساز را در سال‌های مختلف تا ۴۰ درصد کل سرمایه‌گذاری‌های این بخش برآورد می‌کنند؛ ۱۳درصد اشتغال مستقیم و شمول بیش از ۲۰۰حرفه و تخصص را به ساخت‌و‌ساز نسبت می‌دهند. علاوه بر حدود ۵/ ۳ میلیون شاغل مستقیم در این بخش، عموم مردم مشتری و منتفع از ساخت‌و‌سازهای کشور هستند. نحوه انجام عملیات ساختمانی به لحاظ ایمنی، نحوه مصرف منابع و سرمایه‌های ملی و میزان تامین کیفیت محل اقامت، کار و زندگی مردم از جنبه‌های مختلف این انتفاع است، با این همه، مسائل فرهنگی و اخلاقی این عرصه بسیار اندک مورد توجه قرار می‌گیرد.

تخطی در اجرای ضوابط، ایجاد رانت و ویژه‌خواری در انجام مسوولیت‌ها، عدم پاسخ‌گویی به مراجع در برابر عملکردها، کم‌کاری در ارائه خدمات مطابق با شرح وظایف قانونی، پرداخت و دریافت رشوه برای چشم‌پوشی از تخلفات، بی‌توجهی به مسائل زیست‌محیطی، دخالت در امور فنی خارج از صلاحیت حرفه‌ای، رقابت ناسالم در ارائه و عرضه خدمات تخصصی از مواردی است که امروزه به‌عنوان ضعف اخلاق حرفه‌ای سازمان‌ها و عوامل دخیل در ساخت‌و‌سازهای شهری برشمرده می‌شود. غلبه نگاه سرمایه‌ای به مسکن و ساختمان، چه از جانب مالکان زمین و سرمایه‌گذاران ساخت، چه از جانب بخش عمده‌ای از خریداران و چه از جانب مراجع صدور پروانه در تامین بخش قابل توجهی از مخارج نگهداری شهر از این محل، مسوولیت‌های اجتماعی و ارزش‌های انسانی را تحت‌الشعاع قرار داده است. ساخت‌و‌سازهای غیراستاندارد، تخریب مواهب طبیعی و ایجاد مناظر نامطلوب از مصنوعات شهری از آثار بی‌توجهی به مسائل فرهنگی بوده و شهر را به لحاظ زیستی به نابودی کشانده است.

به لحاظ برخورداری از حقوق شهروندی همه ما در بروز چنین مشکلاتی در شهرمان مسوول هستیم. بر اساس ماده ۳۶ آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان، کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی می‌توانند در هر موردی که با تخلف مواجه شده یا احتمال تخلف از ضوابط شهرسازی و مقررات ملی ساختمان دهند، شکایت یا اطلاعات خود را به وزارت راه‌وشهرسازی و ادارات تابعه استانی ارسال کنند. اما کدام یک از ما تاکنون با وجود مشکلات فراوانی که در این حوزه شاهد هستیم، بر اساس این ماده قانونی شکایتی را در وزارت راه‌وشهرسازی ثبت کرده‌ایم؟

در کدام یک از سازمان‌های مسوول و متعدد در ساخت‌و‌ساز شهری، واحد یا شورایی برای بررسی مشکلات فرهنگی این حوزه تشکیل شده و چه دستاوردهایی داشته است؟ آنچه از عملکرد انجمن‌های حرفه‌ای بی‌شمار این عرصه هم برداشت می‌شود، بیش از نگرانی‌های فرهنگی، دغدغه‌های صنفی و چگونگی برخورداری و سهم بیشتر از سرمایه‌گذاری‌های کلان صورت گرفته است. اخیرا وزارت راه‌و‌شهرسازی نظام‌نامه‌ای برای تعیین حدود و مصادیق اخلاق حرفه‌ای مهندسان ساختمان تدوین و به سازمان‌های نظام مهندسی ابلاغ کرده است که گرچه اقدام مثبتی برای افزایش حساسیت در مسوولیت‌های حرفه‌ای این گروه محسوب می‌شود، ولی به این جهت که تنها یک ضلع از این چندوجهی سودازده را شامل می‌شود نمی‌توان انتظار تغییر محسوسی در شرایط موجود داشت. چه نقش عوامل سرمایه‌گذار و مراجع صدور پروانه در نحوه شکل‌گیری روابط در ساخت‌وساز به مراتب پررنگ‌تر از مهندسان است. از طرفی تجربه نشان داده است بهره‌گیری از امکانات دستوری، در غیاب عوامل زیرساختی و فرهنگی، ظرفیت اندکی برای بهبود ایجاد می‌کند. زلزله حتمی و قریب‌الوقوع تهران اگر یک‌بار مردم شهر را به‌واسطه ساخت‌و‌سازهای غیر‌استاندارد به کام مرگ کشاند، شهرسازی نامطلوب و ناهنجار، مرگ تدریجی را برای ساکنان این شهر رقم زده‌است. تغییر در این شرایط و نجات از این مشکلات، نه وظیفه یک سازمان و یک نهاد، که خواست جمعی همه ساکنان این شهر را می‌طلبد که سرنوشت هیچ قومی تغییر نکند، مگر به خواست خودشان.

 

پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی